ر
رابطه
آن جزء از قضيه كه بر نسبت محمول به موضوع ، يا بر اتصال تالى به مقدم دلالت دارد . مانند « است » و « نيست » و « بود » در قضاياى حملى ، و « اگر » در قضاياى شرطى .
بنابراين ، رابطه در قضاياى حملى ، معبّر نفى يا اثبات است ، يعنى دالّ بر نسبت حكميه است ، و محمول را به موضوع مىپيوندد يا از آن جدا مىسازد .
« است » و « نيست » رابط غير زمانى است ، زيرا محمول را بطور مطلق براى موضوع اثبات يا از آن سلب مىكند ، و نسبت حكميّه را به زمانى خاص مقيّد نمىسازد .
در صورتى كه « بود » و « نبود » رابط زمانى است . چه مشعر بر اسناد محمول به موضوع در زمان گذشته است .
در زبانهاى هند و اروپائى رابطه داراى لفظى خاص است . اما در عربى لفظى كه معادل « است » فارسى باشد وجود ندارد . و بهمينجهت ، قضيه در زبانهاى هند و اروپائى سه جزئى ( ثلاثى ) است ، و در عربى دو جزئى ( ثنائى ) . مانند : خدا دانا است - اللّه عالم . ( - ربط ، ادات ربط ) . ( - ادات ، ص 8 ) .
« و گاه بود كه به ازاء آن تأليف در لفظ اداتى وضع كنند كه دالّ بر تأليف بود . و آن را رابط خوانند . و باشد نيز كه در بعضى لغات ، به محض تجرّد از ادوات ، يا به قرائن معنوى ، بر بعضى تأليفات دليل سازند . مثال اول لفظ « است » در پارسى در اين قضيه كه « زيد دبير است » يا حركت راء دبير در بعضى لغات عجم كه گويند « زيد دبير » ، و « و رابطه در متصله ادات شرط بود