طرف خداوند عنايت مىشود ، همچنان كه در اين آيه آمده است :
« سَنُلْقى فى قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُواالرُّعْبَ » « 1 »
ما ترس را در دل كافران مى اندازيم .
پيامبر گرامى ( ص ) فرمود :
« نُصِرْتُ بالرُّعْبِ مَسيرَةَ شَهْرٍ » « 2 »
با رعب به پيروزى دست يافتم ، به اندازهء مسير يك ماه .
رهْظ
رهْظ در لغت به عددى گفته مىشود كه از سه ( و به قولى هفت ) تا ده باشد . جمع آن نيز ارهظ و اراهظ و ارهاظ و اراهيظ است . « 3 »
اين كلمه بدون نقطه يعنى « رهط » نيز آمده است و دراين صورت اگر مضاف باشد ، به معنى قوم و قبيله است ، رهط الرجل يعنى قوم و قبيله و نزديكان آن مرد . اگر مضاف نباشد ، به معنى دستهاى كه بيشتر از ده تا چهل نفرند ، خواهد بود ، و مترادف العتره نيز مىباشد . « 4 »
قرآن كريم در اين زمينه مىفرمايد :
« وَ كانَ فى الْمَدينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فى اْلَارْضِ وَ لايصْلِحُونَ » « 5 »
و در شهر و ديار لوط ، نه قبيله بودند كه در روى زمين به سركشى و طغيان پرداخته و هيچكارى را اصلاح نمىكردند .
زَحْف
زحف در لغت به اين معانى آمده است : نزديك شدن تدريجىبه چيزى ( آهسته آهسته )
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) ، آيهء 151 .
( 2 ) - مجمع البيان ، ج 2 ، ص 519 .
( 3 ) - فرهنگ جديد عربى - فارسى .
( 4 ) - ينابيع الفقهيه ، كتاب الجهاد ، ص 300 ( قواميس الجهاد ) .
( 5 ) - نمل ( 27 ) ، آيهء 48 ، ترجمه از سيد جمال الدين استرآبادى .