رجز مرحب :
قَدْ عَلِمَتْ خَيْبَر انّى مَرْحَبُ * شاكِىَ السِّلاح بَطَلُ مُجَرَّبُ
اضْرِبُ احْياناً ، وَحيناً اضْرَبُ « 1 »
خيبر مىداند كه من مرحب هستم سراپا سلاح و پهلوان كار آزموده
غالبا ضربه مىزنم و گاهى هم ضربه مىخورم .
امام على ( ع ) در پاسخ او چنين رجز خواند :
انَا الَّذى سمّته امى حيدره * كليث غابات شديد قسورة
اكيلكم بالسّيف كيل السندرة « 2 »
من همانم كه مادرم ، حيدر نامم نهاد * چون شير بيشه بسيار شجاع
شما را با شمشير به سرعت كيل مىكنم .
رَضْخْ
رَضْخْ از ماده رَضَخَ در لغت به معناى اعطاى اندك است ، و به قسمتى از غنايم جنگى كه كمتر از سهم افراد است گفته مىشود . « 3 »
رضْخ در اصطلاح فقها بخشش كمى است كه از طرف امام عليه السلام يا نايب امام به كسانى كه در جنگ سهمى از غنيمت ندارند ، داده مىشود و بطور معمول از سهم جنگاوران كمتر است و مقدار آن بستگى به نظر امام ( ع ) يا نايب امام دارد .
رضخ را از اصل غنيمت و قبل از جداكردن خمس آن عطا مىكنند و آن را مىتوان به زنان ، بردگان ، كافرانى كه جنگجويان مسلمان را به دستور امام يارى دادهاند ، پرداخت كرد . « 4 »
سماعة مىگويد :
هامش
( 1 ) - مغازى ، ترجمه محمودى ، ج 2 ، ص 498 .
( 2 ) - ارشاد ، شيخ مفيد ، ص 113 ؛ ترجمه كشف الغمه ، ج 1 ، ص 285 .
( 3 ) - تاج العروس ، ج 2 ، ص 258 ؛ مصباح المنير ؛ و مجمع البحرين .
( 4 ) - جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 191 ؛ كشف الغطا ، ص 416 ؛ و تذكرة الفقها ، ج 1 ، ص 433 .