كفر زبانى آن است كه با زبان خدا را انكار كند و يا رسالت انبياى عظام را تكذيب نمايد و يا حلالى را حرام شمارد و يا حرامى را حلال بداند و يا يكى از واجبات دين اسلام را مانند نماز ، روزه و . . . منكر شود . خلاصه معيار كلّى ، انكار يكى از ضروريات دين است ، در صورتى كه اين انكار به تكذيب رسالت برگردد . ناگفته نماند كه چه از روى عناد باشد و چه از روى اعتقاد يا تمسخر فرقى نمىكند .
كفر عملى به انجام عملى صريح و توهين كننده به شريعت مقدس اطلاق مىشود كه دلالت برانكار شريعتاسلام داشته باشد ، مانند زيرپاگرفتن قرآن ، اسماءا . . . ، نام پيامبر ( ص ) ، اسامى معصومين عليهمالسلام ، كتابهاى مقدس و كتابهاى فقهى و يا آتش زدن آنها . « 1 »
ابن سنان از امام صادق ( ع ) چنين روايت كرده است :
« مَنْ شَكَّ فِىاللَّهِ تَعالى اوْ فى رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَهُوَ كافِرٌ » « 2 »
هر كس در وجود خداوند متعال و يا رسالت پيامبرش ( ص ) ترديد كند ، كافر است .
ارتداد چه فطرى و چه ملّى بايد شرايط زير را دارا باشد :
1 - بلوغ 2 - عقل 3 - اختيار 4 - قصد « 3 »
حكم مرتد فطرى
اسلامِ مرتد فطرى در ظاهر قبول نمىشود . اگر مرتد ، مرد باشد كشته مىشود . « 4 »
پيامبر ( ص ) فرمود :
« مَنْ بَدَلَ دينَهُ فَاقْتُلُوهُ » « 5 »
هر كس اسلام را به كفر تبديل كرد ، او را بكشيد .
و همسرش از او جدا مىشود و نكاحش - بدون طلاق - فسخ مىشود و عدّه وفات مىگيرد ، سپس اگر بخواهد ازدواج مىكند و اموال مرتد كه در وقت ارتداد مال او بوده
هامش
( 1 ) - حقوق كيفرى در اسلام ، محمدى گيلانى ، ص 256 ، با دخل و تصرف . توضيحات بيشتر در واژه كافر ملاحظه شود .
( 2 ) - وسايل الشيعه ، ج 18 ، ص 568 ، دوره 20 جلدى .
( 3 ) - تحريرالوسيله ، امام خمينى ، ج 2 ، ص 495 ، فى الارتداد ؛ شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 183 .
( 4 ) - همان ، ج 2 ، ص 494 ، فى الارتداد ، مسأله 1 .
( 5 ) - ميزان الحكمه ، ج 4 ، ص 97 .