( مخزن ) . افربيون و يقال فربيون و اسمه البربرى . . . هو تاكوت ( شرح اسماء ، م - 25 ) .
صاحب شرح اسماء و ابن بيطار نيز مانند صاحب شرح اسماء تاكوت مىنويسند و صحيح آن تيكيوت
Tikiut
است و افربيون مأخوذ از لغت يونانى اوفوربيون
« euPhorbion »
است كه امروز در بازارهاى مصر به عنوان فربيون يا لبان مغربى فروخته مىشود ( مايرهوف ، م 225 ) .
و اما اينكه صاحب الابنيه افرفيون را از انواع مازريون دانسته است مورد تأييد ديگر مؤلفان نيست و چنان كه مرحوم بهمنيار نيز يادآور شده است « صاحب مخزن اين قول را رد كرده است » ( بهمنيار ، ص 36 ) آن هم باستناد قول غافقى كه از اجله صيادنه و داروشناسان عالم اسلام به شمار مىرود ( ر ك : مخزن ) .
فرفيون . . . اين گياه علفى است و در موقع شكستن از ساقهاش شيرابهء سفيدرنگى بيرون مىآيد كه در برابر هوا تيره مىشود .
تاكنون در حدود 7000 گونه از اين گياه شناختهشده است كه بيشتر در نواحى معتدل مىرويند و من جمله در ايران انواع آن نيز فراواناند و بيشتر به نام شيرسگ خوانده مىشوند . شيرابهء اين گياه سمى و قىآور است ( فرهنگ معين ) .
افسنتين
( Afsentin , Afsantin )
( لا )
Artemisia absinthium
( فر )
Absinthe
افسنتين ، افسنتين رومى و نبطيست و هندى .
الابنيه ( بهم 16 ، زل 15 ) .
پارسيان مروه گويند . . . ديسقوريدس او از انواع درمنه است . . . و بعضى كشوتا رومى گفتهاند و گفتهاند او انواع است بابلى است و پارسى و خراسانى و رومى و سورى و نيكوترين او سورى است يعنى شامى و طرسوسى ( ترجمهء صيدنه ، ب 14 ) .
افسنتين انواع است رومى و نبطى و خراسانى و سوسى و طرسوسى بهترين سوسى است ( اغراض ، 609 ) .
افسنتين لغت يونانى اسم نباتى است ما - بين شجر و گياه شبيه به بابونهء گاوچشم برگش مثل صعتر و غبارناك و سفيد و شاخش مثل برنجاسف و انبوه و ساقش بلند و گل او مثل گل بابونه و از آن ريزهتر و تخمش شبيه به اسپند و با تلخى و قبض و برى او با عطريت ثقيلى و قسمى را برگ مثل برگ زردك و سفيد و گلش زرد بىاوراق سفيد و در مصر مسيسه نامند و زبونترين اقسام او است و بهترين او رومى طرسوسى و سورى است كه با حراقت و تلخى و قبض باشد ( تحفه ،