وقف خاصّ -
وقفى است كه مختص به دستهاى معين و خاص باشد مانند وقف بر اولاد و يا بر افراد و طبقهاى خاص از مردم .
موارد استعمال : بنابر احوط قبول موقوف عليه در وقف خاص شرط است .
تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 62
وقف عامّ -
وقفى است كه مقصود از آن امور خيريه است و مخصوص دسته و طبقهاى معين نيست ، مانند وقف بر فقرا ، طلاب ، مدارس و مساجد .
موارد استعمال : در وقف عامّ نظارت با حاكم شرع است البته اگر واقف نظارت را براى خود شرط نكرده باشد . شرح لمعه ، كتاب وقف
وقف فضولى -
مال غير را وقف كردن است .
موارد استعمال : در صحت وقف فضولى فقهاى شيعه اختلاف نظر دارند .
شرح لمعه ، كتاب وقف
وقف محصور -
وقفى كه موقوف عليه در آن منحصر باشد مانند وقف به فقراء محله .
موارد استعمال : منافع وقف محصور به همه توزيع مىشود . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 69
وقف مسجد -
مكانى را براى مسجد بودن وقف كردن .
موارد استعمال : در وقف مسجد شرط است كه بگويد اين مكان را براى مسجد وقف كردم . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 62
وقف معبّد -
وقفى كه موقت با مدت معين ( مانند يك سال و غيره ) نباشد .
موارد استعمال : ظاهرا وقف معبّد موجب زوال ملك از واقف مىشود .
تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 64
وقف منقطع الآخر -
وقفى است كه موقوف عليه آن زودتر منقرض مىشود و در وقف براى پس از انقراض تكليفى ذكر نگردد .
موارد استعمال : در صحت وقف منقطع الآخر فقهاى شيعه اختلاف نظر دارند .
تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 64
وقف منقطع الأوّل -
وقفى است كه موقوف عليه فعلا وجود ندارد ، مانند وقفى به بچهء متولد نشده وقف مىشود . جامع عباسى
موارد استعمال : اكثر فقهاى شيعه وقف منقطع الاول را باطل مىدانند .
شرح لمعه ، كتاب وقف
وقف منقطع الطّرفين -
وقفى كه موقوف عليه اول و آخر آن هر دو معدوم هستند ، مثلا هر دو بچه متولد نشدهاند .
موارد استعمال : بنابر قول اصحّ وقف منقطع الطرفين صحيح است . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 65
وقف منقطع الوسط -
وقفى كه موقوف عليه وسطى صلاحيت نداشته باشد ، مثلا موقوف عليه اول زيد و پس از او عبد او و پس از عبد فقرا مىباشد . جامع عباسى
موارد استعمال : در صحت وقف منقطع الوسط فقهاى شيعه اختلاف نظر دارند . شرح لمعه ، كتاب وقوف
وقوف تامّ -
وقفى است كه رعايت آن مستحسن است و مىبايد از مابعد آن شروع كرد . كشّاف