تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥

وقف خاصّ -

وقفى است كه مختص به دسته‌اى معين و خاص باشد مانند وقف بر اولاد و يا بر افراد و طبقه‌اى خاص از مردم . موارد استعمال : بنابر احوط قبول موقوف عليه در وقف خاص شرط است . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 62

وقف عامّ -

وقفى است كه مقصود از آن امور خيريه است و مخصوص دسته و طبقه‌اى معين نيست ، مانند وقف بر فقرا ، طلاب ، مدارس و مساجد . موارد استعمال : در وقف عامّ نظارت با حاكم شرع است البته اگر واقف نظارت را براى خود شرط نكرده باشد . شرح لمعه ، كتاب وقف

وقف فضولى -

مال غير را وقف كردن است . موارد استعمال : در صحت وقف فضولى فقهاى شيعه اختلاف نظر دارند . شرح لمعه ، كتاب وقف

وقف محصور -

وقفى كه موقوف عليه در آن منحصر باشد مانند وقف به فقراء محله . موارد استعمال : منافع وقف محصور به همه توزيع مىشود . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 69

وقف مسجد -

مكانى را براى مسجد بودن وقف كردن . موارد استعمال : در وقف مسجد شرط است كه بگويد اين مكان را براى مسجد وقف كردم . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 62

وقف معبّد -

وقفى كه موقت با مدت معين ( مانند يك سال و غيره ) نباشد . موارد استعمال : ظاهرا وقف معبّد موجب زوال ملك از واقف مىشود . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 64

وقف منقطع الآخر -

وقفى است كه موقوف عليه آن زودتر منقرض مىشود و در وقف براى پس از انقراض تكليفى ذكر نگردد . موارد استعمال : در صحت وقف منقطع الآخر فقهاى شيعه اختلاف نظر دارند . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 64

وقف منقطع الأوّل -

وقفى است كه موقوف عليه فعلا وجود ندارد ، مانند وقفى به بچهء متولد نشده وقف مىشود . جامع عباسى موارد استعمال : اكثر فقهاى شيعه وقف منقطع الاول را باطل مىدانند . شرح لمعه ، كتاب وقف

وقف منقطع الطّرفين -

وقفى كه موقوف عليه اول و آخر آن هر دو معدوم هستند ، مثلا هر دو بچه متولد نشده‌اند . موارد استعمال : بنابر قول اصحّ وقف منقطع الطرفين صحيح است . تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 65

وقف منقطع الوسط -

وقفى كه موقوف عليه وسطى صلاحيت نداشته باشد ، مثلا موقوف عليه اول زيد و پس از او عبد او و پس از عبد فقرا مىباشد . جامع عباسى موارد استعمال : در صحت وقف منقطع الوسط فقهاى شيعه اختلاف نظر دارند . شرح لمعه ، كتاب وقوف

وقوف تامّ -

وقفى است كه رعايت آن مستحسن است و مىبايد از مابعد آن شروع كرد . كشّاف
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 565 | حسين مروج