تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
موارد استعمال : آيا امر در وجود حقيقت و در ندب مجاز است و يا در وجب و ندب مشترك است ؟ دو نظريه وجود دارد . كشّاف

نفى الولد -

انكار بچه پس از تولد مىباشد . موارد استعمال : در صورت فقد شرايط الحاق ولد به پدر نفى الولد واجب است . شرح لمعه ، كتاب لعان

نفى ولد المملوكة -

عبارت است از اين‌كه مرد بچهء متولد شده از كنيز برده را انكار نمايد . موارد استعمال : بنابر قول مشهور « نفى ولد المملوكه » معتبر است . شرح لمعه ، كتاب لعان

نقاب -

پوشاندن صورت و بيرون گذاشتن كاسهء چشم است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : نقاب براى زن در حال احرام حرام است . شرح لمعه ، كتاب حج

نقار -

جمع نقره ، قطعه‌اى از نقرهء گداخته است . در نقار الفضه زكات واجب نيست . الكافى ، ج 3 ، ص 518

نقدين -

درهم و دينار است . موارد استعمال : شرط وجوب زكات در نقدين وجود نصاب است . شرح لمعه ، كتاب زكات

نقصان البصر -

كم شدن ديد چشم . موارد استعمال : در جنايت منتهى به نقصان بصر پرداخت ارش واجب است . شرح لمعه ، كتاب ديات

نقصان السّوق -

پايين آمدن قيمت جنس در بازار است . موارد استعمال : بنابر قول مشهور « نقصان السوق » به عهدهء غاصب نيست . شرح لمعه ، كتاب غصب

نقصان العقل -

بروز حالت جنون ادوارى . موارد استعمال : اگر در اثر جنايت نقصان العقل پيدا شود با نظر حاكم ارش تعيين مىشود . شرح لمعه ، ؛ جواهر الكلام ، كتاب ديات

نقض الاصابع -

بر انگشتان فشار آورد تا از آن‌ها صدا درآيد . موارد استعمال : نقض الاصابع در نماز مكروه است . شرح لمعه ، كتاب صلات

نقض الحكم -

مقصود از آن ابطال حكم است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در صورت ثبوت كذب شهادت ، حكم صادره نقض مىشود . جواهر الكلام ، ج 41 ، 230

نقل -

1 ) شيئى را از مكانى به مكانى ديگر بردن است . مجمع البحرين موارد استعمال : قبض در شئ منقول ( مانند حيوان قماش مكيل موزون ) با نقل متحقق مىشود . شرح لمعه ، كتاب متاجر 2 ) نظر و رأى ديگران را گفتن است . موارد استعمال : اگر در نقل فتواى مجتهد اشتباه كند بايد اشتباه خود را به آن‌هايى كه شنيده‌اند اعلام نمايد . تحرير الوسيله ، ج 1 3 ) قرآن و احاديث پيامبر اسلام و ائمهء اطهار عليهم السّلام است . در تفسير مجمل و متشابه بايد دليل نقلى ( خبر منصوص و آيه ) باشد . زبدة البيان فى احكام القرآن

نقل ذمّة الى ذمّة -

عقدى را گويند كه به