متنجس شده است با نضح پاك مىشود . معجم لغة الفقهاء
النّطيحة -
گوسفندى كه گوسفند ديگر با زدن شاخ آنرا بكشد . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : مبته و خون و . . . نطيحه حرام است . سوره مائده ، آيهء 9
النّظافة -
از آلودگيها و اوساخ پاك شدن .
مجمع البحرين
موارد استعمال : شخص جنب مىتواند از نوره استفاده كند به علت اينكه نوره نظافت جنب را زيادتر نمايد .
التهذيب ، ج 1 ، ص 277
النّظر -
نگاه كردن .
موارد استعمال : نظر به زنى كه مىخواهد با او ازدواج نمايد مستحب است .
شرح لمعه ، كتاب نكاح
النّظر -
چشم ، بينايى .
در عرف فقيهان ، به معناى آباد نگاه داشتن وقف و اجاره دادن آن و جمعآورى محصول و تقسيم آن به موقوف عليهم مىباشد .
موارد استعمال : نظر به وقف عام مخصوص حاكم شرع است . شرح لمعه ، كتاب وقف
النّظر شزرا -
چپ نگاه كردن ، نگاه دشمنانه .
موارد استعمال : حضانت پس از ازدواج مادرش با مرد ديگر قطع مىشود به علت اينكه ممكن است آن مرد النظر شزرا داشته باشد . طلبة الطلبه ، كتاب نكاح
النّظرة بعد النّظرة -
دومين نگاه .
موارد استعمال : در حديث است كه النظرة بعد النظرة موجب شهوت مىشود و صاحب خود را به فتنه مىاندازد .
من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 11
النّعال -
چيزى كه با پوشيدن آن قدم انسان محفوظ مىشود . جمع نعل است .
موارد استعمال : در حديث است كه در صورت ابتلال ( خيس و تر شدن ) نعال در رحال خود نماز بخواند .
من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 244
النّعجة -
ميش . جمع آن نعاج و نعجات است . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در قربانى حج نعجه از معز خير است . التهذيب ، ج 5 ، ص 205
النّعش -
بلند كردن .
در فقه ، تختى است كه با آن جنازه حمل مىشود . معجم لغة الفقهاء
اولين نعش براى فاطمهء زهرا عليها السّلام ساخته شده است . التهذيب ، ج 1 ، ص 469
النّعمة -
چيزى ( مانند مال و غيره ) را گويند كه انسان با آن متنعم مىشود . مجمع البحرين
موارد استعمال : اظهار نعمت را خداوند دوست دارد . الكافى ، ج 6 ، ص 43
النّفاق -
اظهار ايمان و پنهان كردن كفر است . مجمع البحرين
موارد استعمال : بلند صلوات فرستادن بر پيامبر نفاق را از بين مىبرد .
الكافى ، ج 2 ، ص 493
النّفاق -
به رواج درهم و دينار نفاق گفته مىشود .