موارد استعمال : زوجه من اضناه المرض تا يكسال پس از طلاق ، از زوج ارث مىبرد . جواهر الكلام
اطراف مشهورة -
به عضوهاى زير ، « اطراف مشهوره » اطلاق مىشود : دست ، پا ، چشم ، گوش و بينى .
جواهر الكلام ؛ حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه
موارد استعمال : مقصود از طرف مادون نفس است و لو اينكه به اطراف مشهوره نرسد . شرح لمعه ، كتاب قصاص
اطعمت الأشجار -
به معناى « درختها ، ميوه و ثمر دادند » است .
موارد استعمال : در كتاب مزارعه آمده است : الأشجار و الكرم اذا اطعمت . طلبة الطلبه ، كتاب مزارعه
اطعمة -
يعنى چيزهايى كه قابل خوردن هستند . در مقابل « اشربه » استعمال مىشود كه به معناى نوشيدنيهاست .
كشاف ؛ مجمع البحرين
موارد استعمال : از خوردنىها گوشت خوك حرام است و آنچه مسكر باشد نوشيدنش حرام است . شرح لمعه
اطّلاع -
ظاهر شدن و آگاه كردن . لازم و متعدّى مىآيد .
قاموس قرآن
در فقه ، به معناى اشراف و از بالا نگاه كردن است .
اطلاع به عورت ديگران حرام است .
شرح لمعه ؛ قاموس قرآن
اطلاق -
زن را طلاق دادن .
در فقه ، عقدى را كه جارى كنند و در آن هيچگونه شرطى و يا قيدى نسبت به محل تسليم ثمن و مبيع ذكر نشود ، است .
شرح لمعه
موارد استعمال : در اطلاق لفظ بستان زمين و اشجار داخل معامله مىباشد .
شرح لمعه ، كتاب متاجر
اطلاق الغريم قهرا -
با زور و غلبه و فرارى دادن است ، به طورى كه نتواند او را دستگير كند . شرح لمعه
موارد استعمال : اطلاق الغريم ، موجب مىشود كه شخص او را احضار نمايد و يا دين او را پرداخت كند . شرح لمعه ، كتاب كفالت
اطلاق المزارعة -
عقد مزارعه را بهطور مطلق و بدون قيد نوع زراعت و . . . انجام دادن است . شرح لمعه
موارد استعمال : در صورت اطلاق المزارعة ، عامل مىتواند زراعت مورد علاقهء خود را بكارد . شرح لمعه ، كتاب مزارعه
اطلاق المساقات -
عقد مساقات را بين طرفين بدون قيد و توضيحى نسبت به كارهايى كه عامل مىبايد انجام دهد ، جارى كردن است . شرح لمعه
موارد استعمال : در صورت اطلاق مساقات ، عامل بايد تمام كارهاى مربوط به سال زراعى را انجام دهد .
شرح لمعه ، كتاب مساقات
اطلاق المضاربة -
عقد مضاربهاى است كه در آن نسبت به تجارت عامل شرطى قيد نشده باشد . شرح لمعه