درندگان نجات دهد .
موارد استعمال : حيوانهاى گم شده در آبادى را نمىتوان اخذ كرد خواه ممتنع باشد و يا ممتنع نباشند . شرايع ، كتاب لقطه
الممتنع عن الانفاق -
كسى كه از نفقه دادن خوددارى مىكند .
موارد استعمال : ممتنع عن الانفاق به وسيلهء حاكم شرع مجبور مىشود .
شرح لمعه ، كتاب نكاح
الممتنع عن الشّفعة -
كسى است كه با داشتن حق شفعه با وجود قدرت مالى از اعمال حق شفعه خوددارى مىكند .
موارد استعمال : حق شفعه « ممتنع عن الشفعة » ساقط مىشود . شرح لمعه ، كتاب شفعه
المملوك -
چيزى كه در مالكيت ديگرى باشد . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان ، مقصود از آن برده است خواه مذكر باشد و خواه مؤنث باشد .
موارد استعمال : عتق مملوك مؤمن مستحب است . شرح لمعه ، كتاب عتق
المميّز -
كسى كه قدرت جدا كردن اشيا در آن وجود دارد .
در عرف فقيهان ، بچهء نابالغ را گويند كه حرف را مىفهمد و جواب مىدهد و به ضرر و نفع توجه دارد . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : مميز مىتواند اعمال حج را با نظارت ولىّ انجام دهد . شرح لمعه ، كتاب حج
المنّ -
منت نهادن .
در عرف فقيهان ، اسير جنگى را بدون اخذ فداء آزاد كردن است .
موارد استعمال : اسراى پايان جنگ را حكومت اسلامى با منّ مىتواند آزاد كند .
جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 126
المنابذة -
مقصود از آن بيع منابذه ( مشترى بگويد تا تو متاع خود را به طرف من انداختى و يا من متاع خود را به طرف تو انداختم بيع تحقق مىيابد ) است .
موارد استعمال : از بيع منابذه نهى شده است . مجمع البحرين
المناحبة -
مقصود از آن مخاطره ( شرط بندى ) است .
موارد استعمال : در روايت است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به ابو بكر اجازه داد كه مخاطره نمايد . طلبة الطلبه ، كتاب صرف
المنادى -
كسى كه با صداى بلند قيمت جنس را مىگويد و غالبا دلالها اين كار را انجام مىدهند . معجم لغة الفقهاء
در حال ندا ، منادى زياد كردن مكروه است . شرح لمعه ، كتاب متاجر
المنارة -
جايى كه در آن وسيلهء روشنايى ( مانند چراغ و غيره ) را جا مىدهند .
معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان ، مقصود از آن مأذنه ( جاى اذان ) است . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در روايت است كه مناره نبايد از ديوار مسجد بلندتر باشد .
التهذيب ، ج 3 ، ص 25
المناسك -
محل عبادت ، جمع منسك است . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان ، عبادتها و اعمالى را گويند