تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
درندگان نجات دهد . موارد استعمال : حيوانهاى گم شده در آبادى را نمىتوان اخذ كرد خواه ممتنع باشد و يا ممتنع نباشند . شرايع ، كتاب لقطه

الممتنع عن الانفاق -

كسى كه از نفقه دادن خوددارى مىكند . موارد استعمال : ممتنع عن الانفاق به وسيلهء حاكم شرع مجبور مىشود . شرح لمعه ، كتاب نكاح

الممتنع عن الشّفعة -

كسى است كه با داشتن حق شفعه با وجود قدرت مالى از اعمال حق شفعه خوددارى مىكند . موارد استعمال : حق شفعه « ممتنع عن الشفعة » ساقط مىشود . شرح لمعه ، كتاب شفعه

المملوك -

چيزى كه در مالكيت ديگرى باشد . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، مقصود از آن برده است خواه مذكر باشد و خواه مؤنث باشد . موارد استعمال : عتق مملوك مؤمن مستحب است . شرح لمعه ، كتاب عتق

المميّز -

كسى كه قدرت جدا كردن اشيا در آن وجود دارد . در عرف فقيهان ، بچهء نابالغ را گويند كه حرف را مىفهمد و جواب مىدهد و به ضرر و نفع توجه دارد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : مميز مىتواند اعمال حج را با نظارت ولىّ انجام دهد . شرح لمعه ، كتاب حج

المنّ -

منت نهادن . در عرف فقيهان ، اسير جنگى را بدون اخذ فداء آزاد كردن است . موارد استعمال : اسراى پايان جنگ را حكومت اسلامى با منّ مىتواند آزاد كند . جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 126

المنابذة -

مقصود از آن بيع منابذه ( مشترى بگويد تا تو متاع خود را به طرف من انداختى و يا من متاع خود را به طرف تو انداختم بيع تحقق مىيابد ) است . موارد استعمال : از بيع منابذه نهى شده است . مجمع البحرين

المناحبة -

مقصود از آن مخاطره ( شرط بندى ) است . موارد استعمال : در روايت است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به ابو بكر اجازه داد كه مخاطره نمايد . طلبة الطلبه ، كتاب صرف

المنادى -

كسى كه با صداى بلند قيمت جنس را مىگويد و غالبا دلال‌ها اين كار را انجام مىدهند . معجم لغة الفقهاء در حال ندا ، منادى زياد كردن مكروه است . شرح لمعه ، كتاب متاجر

المنارة -

جايى كه در آن وسيلهء روشنايى ( مانند چراغ و غيره ) را جا مىدهند . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، مقصود از آن مأذنه ( جاى اذان ) است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : در روايت است كه مناره نبايد از ديوار مسجد بلندتر باشد . التهذيب ، ج 3 ، ص 25

المناسك -

محل عبادت ، جمع منسك است . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، عبادتها و اعمالى را گويند
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 444 | حسين مروج