تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
متعلق به خود آنها مىباشد . شرح لمعه ، كتاب احياء موات

المرائى -

متصل به ريا ( كسى كه از نفس خود خلاف آنچه هست به مردم نشان دهد ) مىباشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : بهشت به بخيل و مرائى حرام است . بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 305

المرأة الّتى نعى إليها زوجها -

زنى كه خبر مرگ شوهرش به او برسد . در مورد « المرأة التى نعى اليها زوجها » فقها نسبت به ازدواج مجدد آن نظريه‌هاى مختلف دارند . طلبة الطلبه ، كتاب دعوا

المرتضع فى الحولين -

كودك شيرخوارى كه هنوز دو سال او تمام نشده است . موارد استعمال : « مرتضع فى الحولين » بچهء رضاعى به حساب مىآيد . شرح لمعه ، كتاب نكاح

المرضعة المتبرّعة -

زنى كه بچهء ديگران را فقط براى رضاى خدا و بدون دريافت عوض شير دهد . موارد استعمال : مرضعهء متبرعه در صورت ضرر روزه بايد افطار كند . شرح لمعه ، كتاب صوم

المزارعة بالثّلث -

عقدى است كه مالك زمين در مقابل ثلث محصول ، آن زمين را در اختيار زارع مىگذارد . طلبة الطلبه ، كتاب مزارعه موارد استعمال : المزارعة بالثلث و الربع جايز است . طلبة الطلبه ، كتاب مزارعه

المزفّت -

ظرفى كه درون آن قيراندود شود . موارد استعمال : نبيذى كه در مزفّت است از آن نهى شده . طلبة الطلبه ، كتاب اشربه

المزمار -

آلت موسيقى است كه با نفخ صدا مىدهد . معجم لغة الفقهاء ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : كسب به وسيلهء خريد و فروش مزامير ( مجمع مزمار ) حرام است . جواهر الكلام ، ج 25

المسافة -

بعد ، دورى . مجمع البحرين در عرف فقيهان ، 1 ) مقدار راهى را گويند كه با پيمودن آن نماز را بايد شكسته بخوانند . موارد استعمال : شرط قصر نماز قصد مسافت است . شرح لمعه ، كتاب صلات 2 ) مقدار راهى است كه در مسابقهء اسب دوانى در ميان طرفين شرط شده است . موارد استعمال : تعيين مسافت در مسابقه واجب است . شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه

المستثنى منه -

چيزى كه از آن شيئى ديگر به واسطهء الّا و ساير ادوات استثنا شود . موارد استعمال : در صورت تعدد استثنا و بودن حرف عاطف تمام استثناها به مستثنى منه رجوع مىكند . شرح لمعه ، كتاب اقرار

المستحقّ عليه -

كسى كه در ذمّهء او به نفع ديگرى حقى و يا مالى وجود دارد . موارد استعمال : براى ديهء خطاء محض رهن گذاشتن جايز نيست به علت اين‌كه مستحق عليه نامعلوم است . شرح لمعه ، كتاب رهن

المسجد -

با فتح جيم ، محلى كه در سجده ، پيشانى به آنجا گذاشته مىشود . موارد استعمال : در حال قيام توجه به