تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
نجاست و سجده كردن به بت . موارد استعمال : الكفر بفعل مكفر ، موجب ارتداد است . شرح لمعه ، كتاب حدود

الكفّة بالكفّة -

دو جنس را به‌طور مساوى عوض كردن را گويند ، مثلا شما طلا را در يك كفّهء ترازو ديگرى طلا را در كفّهء ديگر ترازو قرار مىدهيد و به‌طور مساوى طلاها را عوض مىكنيد . موارد استعمال : در حديث است كه پيامبر فرمود معاوضهء طلا با طلا و نقره با نقره بايد به‌طور « الكفّه بالكفّه » باشد . طلبة الطلبه ، كتاب صرف

الكلأ -

علف تر ، خشك . موارد استعمال : در حديث است كه پيامبر اسلام فرمود : مسلمانان در آب و آتش و كلأ شريك هستند . طلبة الطلبه ، كتاب شرب

الكلاب الأربعة -

مقصود از آن سگ‌هاى زير مىباشد : 1 ) سگ گوسفند ؛ 2 ) سگ شكار ؛ 3 ) سگ باغ ؛ 4 ) سگ زراعت . موارد استعمال : خريد و فروش و وصيت كلاب اربعه صحيح است . شرح لمعه ، كتاب وصيت

الكنز العادىّ -

كنز قديم است به قوم عاد نسبت داده شده است . طلبة الطلبه ، كتاب صرف موارد استعمال : كنز در صورتى كه به مقدار ده دينار برسد پرداخت خمس در آن واجب است . شرح لمعه ، كتاب خمس

الكوم -

فرج كبير . موارد استعمال : در حديث است كه : بهترين صدقه رباطى ( اسبها ) است كه كوم آن‌ها ممنوع باشد ( زاد و ولد داشته باشند . ) لسان العرب

الكوماء -

شتر داراى كوهان بلند . طلبة الطلبه ، كتاب زكات موارد استعمال : در حديث است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و إله در نعم صدقهء ناقهء كوماء ديد . لسان العرب

كاشف -

هركس يا هر عاملى كه خفا و ابهام امر موجودى را بر طرف نموده و آن را از حالت خفا به حالت ظهور درآورد . ترمينولوژى حقوق بنابر قول معتبر قبول موصى له كاشف از اين است كه ملك قبل از موت به او انتقال يافته است . شرح لمعه ، كتاب وصيت

كافل -

كسى كه با خود عهد كند كه در ايام روزه‌دارى با كسى سخن نگويد . در عرف فقيهان ، كسى كه سرپرستى بچه و امور مربوط به حفظ و نگاه‌دارى آن‌را به عهده مىگيرد . موارد استعمال : كافل اليتيم بنابر حديث « انا و كافل اليتيم كهاتين فى الجنه و اشار الى اصبعين » با پيامبر اسلام محشور مىشود . مجمع البحرين

كافور -

نوعى از اشياى معطر است كه با آن ميت را غسل مىدهند . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : ميت را اول با آب سدر و سپس با آب كافور غسل بايد بدهند . شرح لمعه ، كتاب طهارت

كبح الدّابّة -

لگام حيوان را به طرف خود