بزرگ را گويند .
در حديث : « يد اللّه على الفسطاط ؛ دست خداوند با فسطاط است . » طلبة الطلبه ، كتاب رضاع
فسكل -
مردى است كه از همه عقب افتاده باشد .
در فقه ، آخرين اسب است در ميدان مسابقه كه به قصد مىرسد .
موارد استعمال : جايزهء تعيين شده به فسكل ، به آخرين اسب داده مىشود .
شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه
فسوق -
1 ) به معناى كذب است ؛ 2 ) از حدود الهى با ارتكاب حرام ترك واجبات خارج شدن است .
موارد استعمال : ارتكاب يكى از محرمات در حال احرام ، فسوق است .
شرح لمعه ، كتاب حج ؛ مجمع البحرين
فسوق الشهود -
ارتكاب شهود به گناهان كبيره و اصرار بر گناهان صغيره فسوق شهود ناميده مىشود .
موارد استعمال : در صورت ظهور فسق شهود ، حاكم شرع آنها را تعزير مىنمايد . شرح لمعه ، كتاب شهادت
فصال -
از شير گرفتن بچه را فصال گويند .
مجمع البحرين
موارد استعمال : پس از فصال ، رضاع متحقق نمىشود . طلبة الطلبه ، كتاب رضاع
فصّ الخاتم -
نگين انگشتر را گويند .
مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه
موارد استعمال : در روايت وارد است كه از سنگهاى چاه زمزم ، فصّ درست نمايند . مجمع البحرين
فصد -
بخشش ، عطا .
در فقه ، مقصود از آن حجامت است .
موارد استعمال : ائمهء اطهار عليهم السّلام به فصد امر فرمودهاند . سفينة البحار
فصل القضاء -
قطع ريشهء دعوى و اختلاف به وسيلهء حكم حاكم . صلح و سازش « از فصل القضاء » بهتر است .
طلبة الطلبه
فصلان -
بچههاى شتر كه از مادرشان جدا شده باشند . جمع فصيل است .
مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه
موارد استعمال : در حديث است كه مردى به عثمان وارد شد و گفت بنى اعمام تو به شترهاى من تعدى كردند و شير آنها را قطع و فصلان آنها را كشتند .
طلبة الطلبه
فصيح -
كسى كه تكلم مىكند و حرف مىزند . در مقابل اعجم استعمال مىشود . مجمع البحرين
در عرف فقها ، كسى را گويند كه به علت دارا بودن به قدرت فصاحت از مقصود خود با لفظ فصيح تعبير نمايد . كشّاف
موارد استعمال : لسان فصيح در مقابل لسان غير فصيح ، مورد قصاص قرار مىگيرد . تحرير الوسيله
فضلات الإنسان -
چيزهايى است ( مو ، ناخن ، بول ، غايط ، شير ) كه از انسان جدا مىشوند . جواهر الكلام
موارد استعمال : فروش فضلات انسان