تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
بزرگ را گويند . در حديث : « يد اللّه على الفسطاط ؛ دست خداوند با فسطاط است . » طلبة الطلبه ، كتاب رضاع

فسكل -

مردى است كه از همه عقب افتاده باشد . در فقه ، آخرين اسب است در ميدان مسابقه كه به قصد مىرسد . موارد استعمال : جايزهء تعيين شده به فسكل ، به آخرين اسب داده مىشود . شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه

فسوق -

1 ) به معناى كذب است ؛ 2 ) از حدود الهى با ارتكاب حرام ترك واجبات خارج شدن است . موارد استعمال : ارتكاب يكى از محرمات در حال احرام ، فسوق است . شرح لمعه ، كتاب حج ؛ مجمع البحرين

فسوق الشهود -

ارتكاب شهود به گناهان كبيره و اصرار بر گناهان صغيره فسوق شهود ناميده مىشود . موارد استعمال : در صورت ظهور فسق شهود ، حاكم شرع آن‌ها را تعزير مىنمايد . شرح لمعه ، كتاب شهادت

فصال -

از شير گرفتن بچه را فصال گويند . مجمع البحرين موارد استعمال : پس از فصال ، رضاع متحقق نمىشود . طلبة الطلبه ، كتاب رضاع

فصّ الخاتم -

نگين انگشتر را گويند . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : در روايت وارد است كه از سنگهاى چاه زمزم ، فصّ درست نمايند . مجمع البحرين

فصد -

بخشش ، عطا . در فقه ، مقصود از آن حجامت است . موارد استعمال : ائمهء اطهار عليهم السّلام به فصد امر فرموده‌اند . سفينة البحار

فصل القضاء -

قطع ريشهء دعوى و اختلاف به وسيلهء حكم حاكم . صلح و سازش « از فصل القضاء » بهتر است . طلبة الطلبه

فصلان -

بچه‌هاى شتر كه از مادرشان جدا شده باشند . جمع فصيل است . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه موارد استعمال : در حديث است كه مردى به عثمان وارد شد و گفت بنى اعمام تو به شترهاى من تعدى كردند و شير آن‌ها را قطع و فصلان آن‌ها را كشتند . طلبة الطلبه

فصيح -

كسى كه تكلم مىكند و حرف مىزند . در مقابل اعجم استعمال مىشود . مجمع البحرين در عرف فقها ، كسى را گويند كه به علت دارا بودن به قدرت فصاحت از مقصود خود با لفظ فصيح تعبير نمايد . كشّاف موارد استعمال : لسان فصيح در مقابل لسان غير فصيح ، مورد قصاص قرار مىگيرد . تحرير الوسيله

فضلات الإنسان -

چيزهايى است ( مو ، ناخن ، بول ، غايط ، شير ) كه از انسان جدا مىشوند . جواهر الكلام موارد استعمال : فروش فضلات انسان
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 385 | حسين مروج