كننده فاعل گفته مىشود .
موارد استعمال : در لواط فاعل كشته مىشود و لو اينكه غير محصن باشد .
شرح لمعه ، كتاب حدود
فاقد القصد -
مكره ، سكران ، شخص داراى اغماء و غضب است به شرط اين كه صاحب غضب در اثر آن قصد را از دست بدهد .
موارد استعمال : ظهار شخص فاقد القصد ، اعتبار ندارد .
شرح لمعه ، كتاب ظهار
فأر -
كندن زمين ، موش .
در عرف فقها ، پوستى است كه مشك در آن قرار مىگيرد و از آن جهت استفاده بيرون مىآورند .
موارد استعمال : بيع مشك در فأر جايز است . شرح لمعه ، كتاب متاجر
فأفاء -
به كسى كه نمىتواند دو حرف را از مخرج ادا نمايد گفته مىشود .
موارد استعمال : امامت فأفاء در نماز جماعت به شخص سالم جايز نيست .
شرح لمعه ، كتاب صلات
فتخات -
به انگشترهاى بدون فصّ ( نگين ) گفته مىشود . جمع فتخه است .
طلبة الطلبه ، كتاب زكات
در حديث است كه مقصود از زينت در آيهء
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
فتخه است . سورهء نور ، آيهء 31 ؛ لسان العرب
فتق -
1 ) به گشادى بيش از حدّ فرج زن اطلاق مىشود و به آن زن فتقاء مىگويند .
يكى از عيوب مجوزه فتق مىباشد .
طلبة الطلبه ، كتاب بيع
2 ) دردى است كه در امعا انسان پيدا مىشود و جايى را در بين امعا و خصيتين باز مىكند و در آن باد جمع مىشود .
در حديث است نشستن در حالت تنوّر ( از نوره استفاده كردن ) موجب فتق مىشود . مجمع البحرين
فتق فأرة -
عبارت است از اينكه با سوزن نخى را داخل فأره ( پوستى كه محتوى مشك است ) نمايند و سپس بيرون آورند و امتحان كنند .
موارد استعمال : معاملهء فأره بدون فتق آن جايز است ، نهايتا در صورت فساد مشترى مخيّر مىشود .
شرح لمعه ، كتاب متاجر
فتنة -
ذوب طلا و نقره جهت تعين عيار آنها .
در عرف فقها ، امر و يا چيزى كه با آن حالت ( خير و شرّ ) انسان معلوم مىشود .
كشّاف
موارد استعمال : مرد مىتواند به مرد ديگر ( و لو اينكه جوانى خوش منظر باشد ) نگاه كند به شرط اينكه در فتنه نيفتد . شرح لمعه ، كتاب نكاح
فتوى -
خبر دادن ، اظهارنظر كردن .
فرهنگ معارف اسلامى
در عرف فقها ، رأى استنباط شدهء فقيه است در وقايع و قضايا .
قواعد شهيد به نقل از فرهنگ معارف اسلامى