تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
موارد استعمال : طرد حدّ اجاره « العقد على تملّك المنفعه المعلومه بعوض معلوم » با « صلح على المنفعه بعوض معلوم » نقض مىشود . شرح لمعه ، كتاب اجاره

طرف -

منتهاى هر شيئى . المنجد در عرف فقه ، جنايتى كه از قتل نفس پايين‌تر است و به مرحلهء كشتن نرسيده ، جنايت به طرف ناميده مىشود ، پس به پايين‌تر از نفس طرف اطلاق مىشود . موارد استعمال : قصاص در طرف نيز ثابت مىشود . شرح لمعه ، كتاب قصاص

طروقة -

حيوان ماده‌اى است كه با حيوان نر تخم‌گيرى نمايد . طلبة الطلبه ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : شترى كه به عنوان ديهء قتل شبه العمد پرداخت مىشود ، بايد طروقه الفحل باشد . شرح لمعه ، كتاب ديات

طروقة الفحل -

حيوان ماده‌اى است كه به سن و سالى رسيده است كه باردار گردد و در حال باردارى مىباشد . موارد استعمال : در ديهء شبه العمد ثنيه‌ها بايد طروقه الفحل باشند . شرح لمعه ، كتاب ديات

طريق مباح -

به راه غير محضور و عمومى ، طريق مباح گفته مىشود . مجمع البحرين موارد استعمال : در طريق مباح بدون جهت و يا به علت مصلحت شخصى ، گذاشتن سنگ ، موجب ضمان است . شرح لمعه ، كتاب ديات

طريق مرفوعة -

راهى است كه به ساختمان منتهى مىشود و آخر آن باز نيست ، به عبارت ديگر راه بن‌بست است . موارد استعمال : ايجاد درب به طريق مرفوعه ، جايز نيست مگر اين‌كه صاحبان آن اجازه بدهند . شرح لمعه ، كتاب ديات

طريق نافذة -

راهى است كه به بن‌بست منتهى نمىشود ، بلكه آخر آن باز است . موارد استعمال : اگر ميزاب ( ناودان ) در طريق نافذه بيفتد و آسيب برساند براى صاحبش ضمان‌آور نيست . شرح لمعه ، كتاب ديات

طعام -

غذا ، خوراك . در فقه ، گندم ، جو و آرد است و آنچه غالبا خوراك مردم مىباشد . موارد استعمال : كسى كه از روزهء كفاره عاجز است به جاى هر روز ، يك مد طعام پرداخت مىكند . شرح لمعه ، كتاب كفاره

طعم -

مزه ، خوراكى . در فقه ، آنچه ذائقهء آدمى آن‌را درك مىكند . مانند شيرينى ، تلخى و ترشى . مجمع البحرين موارد استعمال : چيزى كه در معامله ، طعم آن مقصود طرف معامله است ، با امتحان بايد معامله شود . شرح لمعه ، كتاب متاجر

طعمة -

رزق ، روزى . مجمع البحرين در فقه ، مالى است كه شخص مىبايد از ارث فرزند خود به پدر و مادر خود بدهد . موارد استعمال : پرداخت طعمه مستحب است . شرح لمعه ، كتاب ارث

طعن -

1 ) كشتن با سرنيزه . موارد استعمال : حيوان مستعصى را
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 329 | حسين مروج