تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
واجب است ، و در صورت عدم تأمين مخارج ، با رعايت شرايط حاكم شرع طلاق مىدهد . شرح لمعه ، كتاب طلاق

تربيع -

چهار قسمت كردن ، چهار گوشه كردن ، چهارتايى . در فقه ، آن‌كه تابوت ميّت به وسيلهء چهار مرد كه از چهار طرف آن گرفته‌اند حمل شود . موارد استعمال : تربيع در حمل جنازه مستحب است . كتاب طهارت

ترقوة -

جمع آن تراقى است . يك جفت استخوان در انسان و حيوان است كه در بالاى قفسهء سينه بين استخوان جناغ و كتف قرار دارد . موارد استعمال : در شكستن ترقوه در صورت خوب شدن آن بدون عيب ، پرداخت چهل دينار به عنوان ديه واجب است . مجمع البحرين ؛ شرح لمعه ؛ طلبة الطلبه

ترك الإستفصال -

آن‌كه راوى حديث از امام عليه السّلام نسبت به آن تفصيل و توضيح نخواهد و يا امام عليه السّلام خودشان توضيح بدهند . موارد استعمال : قاتل پدر و مادر از ارث آن‌ها محروم مىشوند به دليل اين‌كه امام جعفر صادق عليه السّلام مىفرمايند : « در صورت قتل عمدى ، قاتل مادر از ارث محروم مىشود . » در اين روايت قاتل مادر به‌طور اطلاق ( از ديه و ساير اموال ) از ارث محروم معرفى شده است . ترك استفصال دليل محروميت مطلقه مىباشد . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه ، كتاب ارث

تروية -

سيراب كردن ، در كارى انديشه كردن . در فقه ، روز هشتم ذى الحجه است چون حجاج در اين روز براى وقوف عرفه آبى برمىداشتند اين روز را ترويه گفته‌اند ، البته در آن ايام مانند امروز در عرفه آبى وجود نداشت . موارد استعمال : غالبا كلمهء يوم به ترويه اضافه مىشود ، مىگويند : يوم الترويه . احرام حج مستحب در يوم الترويه انجام مىشود . شرح لمعه ، كتاب حج

ترياق -

معجونى كه مركب است با بيش از سيصد شىء كه يكى از آن‌ها خمر است و به آن ترياق فاروق گفته مىشود و شايد به افيون معروف ، از باب استعاره ترياق گفته‌اند . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه موارد استعمال : در مورد استعمال خمر به عنوان دواء مانند ترياق فقهاى شيعه اختلاف نظر دارند . شرح لمعه ، كتاب اطعمه

تريّة -

خونى كه به رنگ زرد و سفيد در ايام حيض از زن بيرون مىآيد تريه ناميده مىشود . موارد استعمال : در مورد تريّه فقهاى اهل سنت اختلاف نظر دارند عده‌اى مىگويند تريه رنگ خون نيست بلكه آب رقيق است كه در موقع حرارت فرج ظاهر مىشود . طلبة الطلبه

تزكية -

تطهير و پاك كردن نفس از اخلاق
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 121 | حسين مروج