تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
توافق و سازش نمايند . شرح لمعه موارد استعمال : تصادق در نسب موجب توارث است ولى به اولاد و ساير خويشان تجاوز نمىكند . شرح لمعه ، كتاب اقرار

التّصادق على نفى الولد -

زن و شوهر هر دو متفقا تولد بچه را از شوهر نفى نمايند و بگويند از نطفهء شخص ديگر بوجود آمده است . شرح لمعه موارد استعمال : نفى ولد فقط با لعان در حضور حاكم صحيح است . شرح لمعه ، كتاب لعان

التّصرّف بالاسترباح -

يعنى عامل در عقد مضاربه هر تصرفى را كه سودآور بداند و تشخيص دهد كه سودى در آن وجود دارد انجام دهد . موارد استعمال : اگر صاحب سرمايه نسبت به تصرف عامل اذن مطلق داده باشد عامل حق تصرف بالإسترباح دارد . شرح لمعه ، كتاب مضاربه

التّصرّف بالإنتفاع -

طلبكار در مال رهنى با استفاده از منافع آن تصرف نمايد مثلا در خانه سكونت نمايد . شرح لمعه موارد استعمال : قابل ذكر است كه « التصرف بالانتفاع » جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب رهن

التصريح بالعقد -

مرد به‌طور آشكار و واضح به زن بگويد كه من دوست دارم با تو ازدواج كنم . شرح لمعه موارد استعمال : التصريح بالعقد با زن شوهردار حرام است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

التّضحية بما يشتريه -

عبارت است از اين‌كه حيوانى را كه به وسيلهء خود حاجى پرورش نيافته و از ديگران خريدارى كرده قربانى كند . موارد استعمال : « التضحيه بما يشتريه » در حج مستحب است . شرح لمعه ، كتاب حج

التّطبيق -

برابر كردن دو چيز باهم ، برابر ساختن و باهم مطابق كردن . در فقه ، يكى از كفهاى دست خود را به روى كف دست ديگر بگذارد و در حال ركوع بين دو زانو نگاه دارد . موارد استعمال : « ترك التطبيق » در نماز واجب است . شرح لمعه ؛ طلبة الطلبه

التّطليق -

يعنى رابطهء زوجيت را قطع نمايد و زن خود را طلاق دهد . طلبة الطلبه موارد استعمال : با جملهء « طلّقتك » طلاق نمىشود . شرح لمعه

التّعبير بالبدن فى الكفالة -

كفيل در مقام كفالت بگويد من كفالت سر و بدن او را مىكنم كه بياورم و تحويل بدهم . شرح لمعه موارد استعمال : قابل ذكر است « التعبير بالبدن فى الكفاله » معتبر است و حمل مىشود به كفالت شخص . شرح لمعه ، كتاب كفاله

التّعدّى فى الرّهن -

در فقه ، تجاوز از حد متعارف و معمول در حفظ و نگاهدارى مال مورد رهن مىباشد . موارد استعمال : تعدى در حفظ مال مورد رهن ، موجب ضمان است . شرح لمعه ، كتاب رهن

التّعريس -

بدين معناست كه مسافر در آخر شب براى استراحت و خواب در محلى فرود آيد و اتراق نمايد .
اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 104 | حسين مروج