در كشاف اصطلاحات الفنون تعريف فوق را بدين صورت تكميل مىنمايد :
« الحكم خطاب الله تعالى المتعلق بأفعال المكلفين بالاقتضاء أو التخيير أو الوضع » .
و سپس اضافه مىكند : اقتضا بهمعناى طلب است و آن چهار قسم است :
الف - طلب فعل با قيد منع از ترك و اين نوع ايجاب ناميده مىشود .
ب - طلب ترك با قيد منع از فعل و آن تحريم ناميده مىشود .
ج - طلب فعل بدون منع از ترك و آن را ندب گويند .
د - طلب ترك بدون منع از فعل و آن كراهت نام دارد .
و معناى تخيير عدم طلب فعل و ترك است و آن اباحه ناميده مىشود .
و اما كلمهء وضع براى آن است كه تعريف ، حكم وضعى را نيز شامل گردد و در بر گيرد « 1 » .
حكم تكليفى : عبارت است از احكام خمسه يعنى وجوب و حرمت و ندب و كراهت و اباحه .
حكم وضعى : چنان كه در كفاية الاصول مىنويسد : حكمى است كه غير تكليف بوده و در خود تكليف يا متعلق آن دخالت داشته باشد يا در هيچيك دخالت نداشته و فقط در كلام شرع به آن حكم اطلاق شده باشد .
قسم اول مانند زوجيت كه در حليت زوجه و وجوب نفقه دخيل است .
قسم دوم مانند جزئيت براى مأموربه .
قسم سوم مانند نجاست كه خارج از محل ابتلا باشد و نيز مثل وكالت .
بالجمله امورى نظير جزئيت و شرطيت و سببيت و مانعيت و صحت و بطلان و عزيمت و رخصت و زوجيت و ملكيت احكام وضعى بشمارند « 2 » .
حلم
( به ضم لام و به سكون آن ) بهمعناى رؤياست ج : احلام « 3 » . و در قاموس مىنويسد : احتلام بهمعناى ديدن جماع در خواب مىباشد و حلم بر وزن عنق اسم مصدر
هامش
( 1 ) . كشاف اصطلاحات الفنون ج 1 ، ص 376 .
( 2 ) . كفاية الاصول ج 2 ، ص 302 ، الوصول الى كفاية الاصول ج 5 ، ص 66 .
( 3 ) . لسان العرب مادهء « حلم » .