بيع كالىء به كالىء يا كالى به كالى
بيع نسيئه به نسيئه ، و صورت آن اين است كه شخص متاعى را بخرد به ثمن مؤجل و پس از انقضاى أجل از أداى آن عاجز گردد و به بايع بگويد : آن را به بيشتر از ثمن اول به من به فروش و مهلت ديگرى بده تا بهاى آن را بپردازم و بين آنان تقابض انجام نشود « 1 » ، بيع دين به دين « 2 » ، بيعى كه در آن ثمن و مثمن هردو مدتدار باشد « 3 » .
اين نوع بيع به اتفاق عامه و خاصه باطل مىباشد به جهت حديث ذيل :
« نهى النبى ( ص ) عن بيع الكالىء بالكالىء » « 4 » .
لفظ كالىء مأخوذ از كلاء است . گفته مىشود « كلاءه كلاء و كلااء : حرسه و حفظه . . و كلاء الدين اى تأخر . . . و الكالىء : النسيئة » . و شايد سبب نامگذارى آن اين باشد كه هريك از غريمين يا متبايعين از جهت دين مراقب ديگرى است چون كلاء بهمعناى حفظ و حراست و مراقبت است « 5 » .
بيع مساومه
بيعى كه در آن فروشنده رأس المال را ذكر نكند خواه مشترى آن را بداند و خواه نداند و اين افضل اقسام بيع است .
توضيح آنكه خريد و فروش از جهت آنكه فروشنده از رأس المال اطلاع دهد يا ندهد بر چهار قسم است بدين ترتيب :
الف - اگر اصولا خريدار را از رأس المال مطلع نكند و بگويد به فلان مبلغ مىفروشم آن را مساومه گويند « 6 » .
هامش
( 1 ) . نهاية اللغه ذيل « كلا » ، حدائق الناضره ج 5 ، ص 240 ، المهذب پاورقى كتاب ج 1 ، ص 271 .
( 2 ) . المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 37 ، شرح الزرقانى برموطا ج 3 ، ص 308 .
( 3 ) . شرح لمعه ج 1 ، ص 293 ، المهذب ج مذكور ، ص مذكور پاورقى .
( 4 ) . نهايه ( ابن اثير ) ، حدايق الناصره ج مذكور ، ص مذكور ، المغنى ج مذكور ، ص مذكور ، شرح زرقانى ج مذكور ، ص مذكور .
( 5 ) . لسان العرب مادهء « كلاء » الروضه ج مذكور ، ص مذكور ، شرح زرقانى ج مذكور ، ص مذكور .
( 6 ) . مجمع البحرين ، ص 546 ، حدائق الناضره ج 5 ، ص 133 ، الروضه ج 1 ، ص 278 .