ب - نامها و صفات تيرها بدين ترتيب است :
1 - حابى و آن تيرى است كه بر زمين افتد و سپس برخيزد و به نشانه رسد .
حابى را « مزدلف » نيز مىگويند و برخى چون علامه ( ره ) و صاحب مسالك بين آنها فرق گذاشته و گفتهاند « حابى » ضعيف الحركة و مزدلف قوى الحركة مىباشد .
2 - خاصر و آن تيرى است كه به يكى از دو طرف نشانه بخورد اين لفظ مأخوذ از خاصره است كه در يكى از دو طرف انسان قرار دارد .
3 - خازق ( به خاء و زاء معجمه ) و آن تيرى است كه بخراشد و ريش كند نشانه را يا تيرى است كه به نشانه اصابت كند و آن را خاسق هم مىگويند .
4 - مارق و آن تيرى است كه در نشانه نفوذ كند و از آن بيرون رود .
5 - خارم و آن تيرى است كه بشكافد حاشيهء نشانه را .
6 - طامح و آن چنان كه در تذكره مىنويسد تيرى است كه نزديك شود و اصابت نكند يا تيرى است كه بين جلد و رأس هدف قرار گيرد .
7 - عاضد و آن تيرى است كه به طرف راست يا چپ نشانه افتد .
8 - طايش و آن تيرى است كه مكان وقوع آن معلوم نشود .
9 - عائر و آن تيرى است كه پرتاب كنندهء آن معلوم نباشد .
10 - خاطف و آن تيرى است كه در هوا رود و در حال فرود چشم را خيره نمايد .
11 - حاصل و آن تيرى است كه در هر صورت به نشانه رسد « 1 » .
رهن
در لغت : ثبوت و دوام . گفته مىشود : « نغمة راهنة أى ثابتة دائمة » . و نيز بهمعناى حبس است به هر سببى باشد ، چنان كه فرمود :
« كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ .
سورهء المدثر آيهء 41 . أى محبوسة بما كسبته من خير و شر « 2 » . »
در اصطلاح : رهن وثيقه دين است و يا وثيقهايست براى دين مرتهن « 3 » . و
هامش
( 1 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 532 ، تذكرة الفقهاء ج 2 ، كتاب سبق و رمايه ، مسالك الافهام ج 1 كتاب سبق و رمايه ، شرايع الاسلام ج 2 ، ص 236 ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 8 ، ص 662 .
( 2 ) . حدائق الناضره ج 5 ، ص 245 ، تذكرة الفقهاء ج 2 ، ص 11 ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 245 ، المصباح المنير ج 1 ، ص 150 ، مجمع البحرين ، ص 584 .
( 3 ) . شرائع الاسلام ج 2 ، ص 75 ، شرح لمعه ج 1 ، ص 307 .