تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
حصول چيزى نباشد ، نظير حج نسبت به قطع مسافت و طيّ طريق و نيز نماز نسبت به طهارت كه وجوب هيچيك از اين دو به موارد يادشده وابستگى ندارند . واجب مشروط : آن است كه وجوبش وابسته به چيزى باشد . مانند وجوب حج نسبت به استطاعت كه شرط وجوب آن حصول استطاعت است .

6 - واجب معلّق و منّجز

واجب معلّق : آن است كه وجوبش در عهدهء مكلّف بوده و ليكن حصولش در خارج موقوف بر امرى است كه در قدرت و اختيار انسان نمىباشد . همچون حج كه از آغاز زمان حصول استطاعت يا خروج كاروان ، وجوبش بر مكلّف تعلّق گرفته ، منتها تعيّن و تحقّق آن در خارج موقوف به فرارسيدن فصل مخصوص انجام آن مىباشد كه اين از قدرت مكلّف بيرون است . واجب منجّز : آن است كه وجوبش به مكلّف تعلق داشته و حصولش در خارج موقوف بر امر غير مقدور نمىباشد ، نظير شناخت اصول دين كه بر همگان بدون هيچگونه شرطى واجب بوده و وقوع آن در عالم خارج وابسته به امر غير اختيارى نمىباشد ، بلكه مبادى و مقدّمات آن بطور كلّى در اختيار بشر است .