موضوع مورد لحاظ قرار مىگيرد نه به وجه طريقيّت براى متعلّقش يا حكم ديگر و در اين صورت به آن حجت اطلاق نمىكنند و طرق و امارات شرعى به جان آن قرار نمىگيرد .
به اين ترتيب نخست بايستى دليلى كه ظنّ را حجت قرار داده مورد ملاحظه قرار داد كه آيا به نحو طريقى محض يا به گونه موضوع و در موضوع نيز بنحو طريقى يا وصفى مدّ نظر قرار گرفته آنگاه نسبت به آن حكم كرده ولى غالبا ظنّ از باب طريقيّت مورد ملاحظه قرار مىگيرد .
آنطور كه از فحواى كلمات علما استفاده مىشود ظنّ طريقى محض وجود ندارد بلكه در همه موارد ظنّ بنحو موضوع اخذ مىگردد ليكن گاهى موضوع براى حكم متعلّقش و زمانى جهت حكم غير آن . « 1 »
ظهور تصديقى
اين نوع ظهور از مجموع كلام ناشى مىشود و آن عبارت است از دلالت تمامى كلام بر معنايى كه متضمن آن است .
ظهور تصديقى موقوف است بر اينكه گوينده سخنش پايان پذيرفته باشد ، زيرا ممكن است به كلام خود قرينهاى ملحق نمايد
هامش
( 1 ) - ر . ك ، رسائل شيخ اعظم انصارى ، چاپ قديم ص 4 .