تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

اصول خاصه

از اقسام اصول عمليه است و عبارت است از اصول عمليه‌اى كه در باب معينى از ابواب متفرقه فقه جريان پيدا مىكند و لا غير ، مثل « اصالة الطهارة ، اصالة الحلّية ، اصالة عدم التزكية » .

اطراد « 1 »

عبارت است از شيوع استعمال لفظ در معناى مشكوك ، و به عبارت ديگر اختصاص نداشتن استعمال لفظ بر مصداق خاص و صورت معين .

اطلاق احوالى و افرادى

اطلاق افرادى در موردى است كه افراد متعدد در كار است ، و اين مطلق قابل صدق بر هريك از آنها مىباشد ولى اطلاق احوالى در موردى است قابل صدق بر يك از آنهاست و لو افراد او متعددى نباشد و يك فرد باشد اما اين يك فرد حالات مختلفى دارد مثلا زيد در حال سواره بودن و يا پياده بودن ، حال مرض و سلامتى و . . . كه لفظ زيد به لحاظ اين احوال اطلاق دارد .

اطلاق شمولى

آن است كه نتيجهء مقدمات حكمت ، شمول بر جميع افراد باشد . مثل « احلّ البيع » يا « اكرم العالم » ، كه با الف و لام جنس آمده و در معالم هم به اين سخن تحت عنوان فايده اشاره كرده ( در بحث عام و خاص ) .

اطلاق بدلى

آن است كه نتيجهء مقدمات حكمت و اطلاق على البدل باشد يعنى يك فرد « لا على التعيين » را دلالت كند . مثل « اعتق رقبة » ، با تنوين تنكير .
هامش
( 1 ) . تهذيب الاصول - ج 1 ص 42 .