( ض )
ضد
اصطلاح ضد در نزد اصوليين معنايى دارد و در فلسفه و منطق معناى ديگر .
اما در فلسفه : ضد عبارت است از خصوص يك امر وجودى كه با يك امر وجودى ديگر ( كه بينشان كمال منافرت مىباشد ) مقايسه شود مثل : سياه و سفيد .
اما در نزد اصول : كلمه ضد بهمعناى مطلق المعاند و المنافى آمده خواه آن معاند يك امر وجودى باشد مانند : اكل و شرب نسبت به صلاة كه منافى با صلاتند و خودشان هم امر وجودىاند ، و خواه يك امر عدمى باشد مانند : ترك الصلاة كه امر عدمى است و منافى صلاة است .
ضد خاص
مطلق امور وجوديهء منافى با مأمور به را ضد خاص مىگويند مانند : اكل و شرب نسبت به صلاة كه منافى با صلاتند . وجه تسميهاش به ضد خاص آن است كه اين قسم از ضد در مقابل ضد عام يعنى ترك است و ترك المأمور به اعم است از اينكه همراه با فعلى از افعال وجوديه باشد و يا مجرد ترك باشد . پس