تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
احكام تشريع را دارد . پس بدعت و تشريع عبارتند از اينكه كسى كارى را كه از دين نيست به عنوان دين و به نام دين انجام دهد ، يا سبب شود كه ديگرى چنين كارى بكند .

تصويب

به عنوان « تخطئه » رجوع شود .

تضاد

دو قضيه‌اى را كه از نظر موضوع و محمول و كم ( كليت و جزئيت ) متحد ، و از نظر كيف ( سلب و ايجاب ) مختلف باشند متضادّين ، و تنافى و تعاند بين آنها را تضاد گويند . مانند : هر انسانى عالم است . هيچ انسانى عالم نيست . در تضاد ، تنها صدق هر دو قضيه محال است ، ولى ممكن است هر دو قضيه كاذب باشند ، مانند مثال فوق . ولى اگر يكى صادق و ديگرى كاذب باشد ، دو قضيه متناقض خواهند بود . « 1 » مانند : هر برفى سفيد است . هيچ برفى سفيد نيست . به عنوان « تناقض » رجوع شود .

تعادل و تراجيح

تعادل ، يعنى تساوى دو اماره ؛ هرگاه دو دليل ظنى معتبر در تمام اوصاف با
هامش
( 1 ) الجوهر النضيد ، ص 74 .