اصطلاحى تحقق نمىيابد ، زيرا اجزاى آن به تدريج متحقق مىشوند و وجود برخى از اجزاى سلسله ، همراه با عدم برخى ديگر مىباشد .
3 - بايد ميان اجزاى سلسله ترتّب باشد ، معناى ترتّب اين است كه برخى از اجزاى سلسله ، متوقف و وابسته به برخى ديگر باشند . بنابراين مجموعهاى از پديدههاى نامحدود كه ترتّب و وابستگى به يكديگر ندارند ، تسلسل مصطلح را تشكيل نمىدهند . « 1 »
با توجه به سه شرط فوق ، درمىيابيم كه تسلسل محال و ممتنع ، اختصاص به سلسلهى علّتها و معلولها دارد . و اما تسلسل در امور اعتبارى و حوادث تدريجى و گذرا ممتنع و محال نيست .
- دليل بطلان تسلسل :
دلايل مختلفى بر بطلان تسلسل بيان شده است كه برخى بطلان تسلسل در ناحيهى علت و برخى بطلان تسلسل در ناحيه معلول را ثابت مىكنند . ما به جهت رعايت اختصار ، تنها يك دليل از كتاب « كشف المراد » علّامه حلّى قدّس سرّه نقل مىكنيم ، تفصيل مطالب مربوط به فلسفه و كلام است و بايد در كتب كلامى و فلسفى پيگيرى شود .
ايشان مىگويد : هرگاه ما مجموعهى مترتبى از علل و معلولهاى غير متناهى را در نظر بگيريم ، اين مجموعه ، به اعتبار مجموعه بودنش ، « ممكن » است . به عنوان « امكان و امتناع » رجوع شود . زيرا مجموعه تشكيل شده است از افرادى
هامش
( 1 ) شرح مصطلحات فلسفى ، ص 39 ، با تصرّف .