تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
آن معلوم نيست و قياس‌كننده در صدد اثبات حكم شرعى براى آن است . در اين مثال آب‌جو فرع ( مقيس ) است . 3 - علّت ( جامع ) : آن جهت و خصوصيّت و علّتى كه در اصل و فرع وجود دارد . در اين مثال « مست كردن » جهت مشترك شراب و آب‌جو است . به عنوان « علّت » رجوع شود . 4 - حكم : نوع حكمى كه براى اصل ثابت است و قياس‌كننده مىخواهد همان حكم را براى فرع نيز اثبات كند . در مثال فوق ، « حرمت » حكم است .

اقسام قياس :

1 - قياس مصرّح العلّه يا جلىّ ؛ 2 - قياس مستنبط العلّه يا خفىّ ؛ 3 - قياس اولويّت .

قياس مصرّح العلّه يا جلىّ :

هرگاه به علّت حكم در اصل تصريح شده باشد ، قياس را « مصرّح العلّه » يا « جلىّ » گويند . مثل اينكه حضرت امام رضا عليه السّلام مىفرمايند : آب چاه وسيع است و به مجرد ملاقات با نجاست نجس نمىشود ، زيرا داراى مادّه و منبع است . « 1 »

قياس مستنبط العلّه يا خفىّ :

قياسى است كه شخص قياس‌كننده ، با عقل خود عليّت را از كلام شارع استنباط كند . استنباط عليّت ، يا از طريق پيمودن راه‌هاى قطعى است ، يا از طريق راه‌هاى ظنّى كه دليل قطعى شرعى بر حجيّت آن‌ها وارد شده است ، و يا از طريق راه‌هاى
هامش
( 1 ) - الوسائل ، ابواب الماء المطلق ، باب 3 ، حديث 12 ، عن الرضا ( ع ) قال : ماء البئر واسع لا يفسده شىء الا ان يتغير ريحه او طعمه ، فينزح حتى يذهب الريح و يطيب طعمه ، لان له مادة .