دوّم ، قرينهى منفصلى است كه مىفهماند مقصود گوينده از جملهى « عالمان دينى الگوى عملى مسلمانان هستند » ، عالمانى بوده كه اهل عمل نيز باشند نه هر عالمى .
قصد وجه
قصد وجه عبارت است از اين كه مكلّف قصد كند كه فعل را همان گونه كه در واقع هست بياورد . يعنى اگر اين فعل در واقع امر ، واجب است ، مكلّف هم آن را به عنوان واجب مقرّب الى الله مىآورد . برخى نيز گفتهاند : ممكن است مقصود از قصد وجه ، معنايى ديگر باشد ، يعنى من اين فعل را به آنگونه كه در واقع هست ، از جهت وجوب يا استحباب يكايك اجزاى آن به جاى مىآورم . « 1 »
قضاء
به عنوان « اداء » و « اعاده » رجوع شود .
قضيّه
جملهى مركّب تامّى را كه فى نفسه قابل صدق و كذب باشد « قضيّه » يا « خبر » گويند .
اقسام قضيّه :
1 - قضيّهى حملى :
قضيّهاى است كه در آن حكم به ثبوت چيزى براى چيزى يا نفى چيزى از چيزى شود . مثال : آهن فلز است . ربا حرام است . دروغگو قابل اعتماد
هامش
( 1 ) - الكفاية با حواشى مرحوم مشكينى ( ره ) : 4 / 246 ؛ عناية الاصول : 4 / 206 ؛ الرسائل : 273 .