« قرينهى عقلى » گويند . مثلا آيه شريفه مىفرمايد :
أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى
« 1 » . يعنى آيا انسان نمىداند كه خداوند مىبيند ؟
چون به حكم عقل و با استفاده از ادلّهى عقلى محال است كه خداوند - تبارك و تعالى - داراى اعضا و جوارح باشد ، همين محال بودن ، قرينه است بر اينكه مقصود از ديدن ، علم و احاطهى پروردگار به اعمال بندگان است .
4 - قرينهى غير لفظى :
« قرينهى غير لفظى » قرينهاى است كه از جنس لفظ نباشد ؛ مانند قرينهى عقلى ، قرينهى حالى و قرينهى عرفى .
5 - قرينهى لفظى :
هرگاه قرينه ، لفظ باشد آن را « قرينهى لفظى » گويند مانند مثال « شيرى را در حال تيراندازى ديدم » . اين قرينه را « قرينهى مقاليه » نيز مىگويند .
6 - قرينهى متّصل :
« قرينهى متّصل » قرينهاى را گويند كه متّصل به كلام باشد و موجب انصراف كلمه يا جمله از معناى ظاهرىاش شود . مثلا گويندهاى مىگويد :
« عالمان دينى ، الگوهاى عملى مسلمانان هستند ولى عالمانى كه علم را با عمل در هم آميختهاند » در اين عبارت ، جملهى « عالمانى كه علم را با عمل درهم آميختهاند » . قرينهى متّصلى است كه عالم بدون علم را از الگو بودن خارج مىكند .
7 - قرينهى مقاليه :
به « قرينهى لفظى » رجوع شود .
8 - قرينهى منفصل :
هرگاه قرينهاى مربوط به كلمه يا جملهاى باشد ولى با آن كلمه يا جمله همراه نباشد ، آن را « قرينه منفصل » گويند . مثلا اگر در همان مثال قبلى گوينده بگويد : عالمان دينى الگوى عملى مسلمانان هستند ، و روز يا روزهاى بعد در جلسهى ديگرى بگويد : « عالم بدون عمل نمىتواند الگو باشد » . اين جملهى
هامش
( 1 ) - العلق / 14 .