مىشود و مانند يك حكم نافذ ، غائله را ختم مىكند . « 1 »
قرعه يكى از قواعدى است كه ميان مسلمانان و بلكه همهى عقلا متعارف بوده و فى الجملة به آن عمل مىشده است .
2 - دليل حجيّت قرعه :
بر حجيّت قرعه ، به قرآن ، روايات ، اجماع و بناى عقلا تمسّك شده است .
الف : قرآن : خداوند - تبارك و تعالى - مىفرمايد :
فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ
« 2 » .
يعنى : پس قرعه زدند ، پس قرعه بنام وى افتاد . اين آيه مربوط به جريان حضرت يونس عليه السّلام است ؛ وقتى آن حضرت در كشتى نشسته بود و كشتى متوقّف شد ، گفتند :
يكى از مسافران از مولايش گريخته است ، سپس براى اينكه معلوم شود چه كسى از مولايش گريخته ، قرعه زدند و قرعه بنام آن حضرت افتاد .
در آيه ديگر خداوند - تبارك و تعالى - مىفرمايد :
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
« 3 » . يعنى : اين از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مىكنيم ، و تو در آن هنگام كه قلمهاى خود را ( براى قرعهكشى به آب ) مىافكندند تا كدام يك كفالت و سرپرستى مريم كند ، و به هنگامى كه ( براى كسب افتخار سرپرستى او ) با هم كشمكش داشتند ، حضور نداشتى .
از اين دو آيه شريفه ، اجمالا حجيّت قرعه استفاده مىشود ، زيرا نه حضرت يونس عليه السّلام به جريان قرعه اعتراض كرد و نه حضرت مريم عليها السّلام و خداوند - تبارك و تعالى - نيز عمل ايشان را توبيخ نفرموده است .
هامش
( 1 ) - التّحقيق : 9 / 244 .
( 2 ) - الصّافّات / 141 .
( 3 ) - آل عمران / 44 .