تنها اصل جواز و مشروعيّت آن است ، بلكه در برخى موارد وجوب آن است .
بسيارى از اين روايات را مرحوم حرّ عاملى ( ره ) در كتاب ارزشمند « وسائل الشيعة » جمعآورى كرده است . « 1 » ما تنها به ذكر سه روايت اكتفا مىكنيم :
1 - امام صادق - عليه السلام - در حديثى مىفرمايند : نه قسمت از ده قسمت دين تقيّه است و دين ندارد كسى كه تقيّه نكند . « 2 »
2 - در حديثى از امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه
وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
« 3 » فرمودند : اين در تقيّه است . « 4 »
3 - در حديثى امام هادى عليه السّلام به داود الصّرمى مىفرمايند : يا داود اگر بگويى تارك تقيّه مانند تارك نماز است راست گفتهاى . « 5 »
3 - آيا تقيّه تنها در موارد خوف ضرر جانى مشروعيّت دارد ؟
تقيّه ، عبارت ديگر رعايت اهمّ و مهمّ است در جايى كه بين اين دو تعارض پيش آيد ؛ و هدف نهايى آن ، حفظ مصالح مهمتر در ابعاد مختلف زندگى است ؛ پس تنها اختصاص به حفظ جان و مال ندارد ، بلكه ممكن است در جايى مصالح مهمتر مطرح باشد ، مثلا هرگاه وحدت مسلمانان در معرض خطر باشد ، اين امر بر بسيارى از امور مقدّم است و در غير ضروريات دين مىتوان تقيّه كرد و عقيده خود را نسبت به امور غير ضرورى ابراز ننمود و به اين وسيله وحدت مسلمين را حفظ كرد و يا
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، كتاب الامر بالمعروف و النهى عن المنكر .
( 2 ) - عن ابى عمر الاعجمى قال : قال لى ابو عبد اللّه - عليه السلام - يا ابا عمر تسعة اعشار الدين فى التقيّة ، و لا دين لمن لا تقيّه له . وسائل الشيعة ، كتاب الامر بالمعروف و . . . ، باب 24 ، حديث 2 .
( 3 ) - البقرة / 195 .
( 4 ) - الوسائل : 11 / 467 ، حديث 35 .
( 5 ) - همان مدرك ، حديث 26 .