دو خصوصيّت در قواعد فقهى ملاحظه مىشود : 1 - قواعد فقهى ، يا خود مشتمل بر حكم شرعى هستند و يا منتزع از حكم شرعى هستند ؛ 2 - قواعد فقهى غالبا در تمام ابواب فقه جارى نمىشوند مانند قاعدهى « طهارت » كه اختصاص به باب طهارت دارد ، و قاعدهى « لا تعاد » كه اختصاص به باب صلاة دارد . ولى در عين حال ، برخى از قواعد فقهى نيز در تمام ابواب فقه جريان دارند مانند قاعدهى « لا ضرر » .
مسألهى فقهى :
در مسألهى فقهى ، راجع به حكم موضوعات خاصّ تكليفى يا وضعى بحث مىشود ، مانند بحث از وجوب نماز و روزه يا بحث از طهارت آب و نجاست خون . « 1 »
چه فرقى هست بين قاعدهى فقهى ، قاعدهى اصولى و مسألهى فقهى ؟
1 - قواعد اصولى براى استفاده فقيه جهت تشخيص وظايف كلّى مكلّفين مهيّا شدهاند ولى خود آنها حكم شرعى نيستند ، يعنى مسائل اصولى واسطهى استنباط حكم شرعىاند ، در حالى كه قاعدهى فقهى ، عينا بر مصداق تطبيق مىشود و مسألهى فقهى نيز از حكم موضوعات خاص و جزئى بحث مىكند .
2 - مسائل اصولى تنها براى استنباط احكام شرعى كلّى مهيّا شدهاند ، امّا قواعد فقهى براى استنباط احكام شرعى جزئى نيز صلاحيّت دارند .
3 - مسألهى اصولى اجمالا مورد استفاده انحصارى فقيه است ، امّا قاعدهى فقهى ، هم براى فقيه و هم براى مقلّد قابل استفاده است .
هامش
( 1 ) - المحصول سبحانى : 1 / 41 .