شرايع و اديان و قوانين موضوعه جوامع بشرى كداميك اصلح و شايستهتر است ؟
قبلازاينكه بقسمت أول از اين پرسش پاسخ دهيم بايد دانست كه وضع فعلى جوامع را مورد نقض و تثبيت استدلال نميتوان قرار داد زيرا مسلما قوانين موجوده جوامع فعلى متخذ از شرايع و قوانين گذشته است .
زيرا اقدم قوانين موجوده جهان قوانين حمورابى « 55 » ( حدود دو هزار سال قبل از ميلاد ) و تورات حضرت موسى در 12 يا 14 قرن قبل از ميلاد « 56 » است كه مسلما در قوانين بعدى از قبيل قانون رم و ايران مدخليت داشته و قوانين كشورهاى اخير از آن اقتباس گرديده تا در قرون اخير كه قوانين كشورهاى اروپائى روى اقتباس از مواد كليه قوانين و مقررات قبلى و جرح و تعديل آنها تقنين يافته پس اگر كيفيت فعلى ، قوانين الهى و شرايع ماضيه را تثبيت نكند هيچگاه نفى نخواهد نمود .
رد سخن ابن سينا
اما قسمت أول سؤال بايد گفت استدلال ابن سينا براى لزوم قوانين شرعيه كافى نيست چون عقل بشر به اين مقدار كه مصالح شخصى و نوعى را درك كند رسا است و البته با پيشرفت زمان تجارب وى در وضع قوانين
هامش
( 55 ) - وى از سلاطين بابل و قانوننامه وى مشتمل بر 282 ماده شامل شش قسمت : مالكيت منقول ، حرفهها ، خانواده ، جنحه و جنايت ، كار و . . . است متن قانون مزبور كه به زبان اكّدى نوشته شده بتوسط ژاك دو مرگان فرانسوى كشف و اكنون در موزه ايران باستان تهران موجود است .
( 56 ) - تاريخ ملل شرق و يونان ص 92 .