تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل ( موسوعة الإمام الخميني 29 ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
مسأله 2371 - اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است . مسأله 2372 - كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند ، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد مىتواند عقد را بخواند . مسأله 2373 - اگر زنى را براى مردى بدون اجازهء آنان عقد كنند و بعداً زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است . مسأله 2374 - اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است . مسأله 2375 - پدر و جد پدرى مىتوانند براى فرزند نابالغ يا ديوانهء خود كه به حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند . و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد ، اگر ازدواجى كه براى او كرده‌اند مفسده‌اى نداشته نمىتواند آن را به‌هم بزند و اگر مفسده‌اى داشته مىتواند آن را به‌هم بزند . مسأله 2376 - دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است ؛ يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد ، اگر بخواهد شوهر كند ، چنانچه باكره باشد ، بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد ، و اجازهء مادر و برادر لازم نيست . مسأله 2377 - اگر پدر و جد پدرى غايب باشند ، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد لازم نيست از پدر و جد پدرى اجازه بگيرند . و نيز اگر دختر باكره نباشد در صورتى كه بكارتش به واسطهء شوهر كردن از بين رفته باشد ، اجازه پدر و جد لازم نيست . ولى اگر به واسطهء وطى به شُبهه يا زنا از بين رفته باشد ، احتياط مستحب آن است كه اجازه بگيرند . مسأله 2378 - اگر پدر ، يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد ، پسر - بعد از