مسأله 1985 - اگر مالك فقيرى را وكيل كند كه زكات مال او را بدهد چنانچه آن فقير احتمال دهد كه قصد مالك اين بوده كه خود آن فقير از زكات برندارد نمىتواند چيزى از آن را براى خودش بردارد ، و اگر يقين داشته باشد كه قصد مالك اين نبوده ، براى خودش هم مىتواند بردارد .
مسأله 1986 - اگر فقير شتر و گاو و گوسفند و طلا و نقره را بابت زكات بگيرد ، چنانچه شرطهايى كه براى واجب شدن زكات گفته شد در آنها جمع شود بايد زكات آنها را بدهد .
مسأله 1987 - اگر دو نفر در مالى كه زكات آن واجب شده با هم شريك باشند و يكى از آنان زكات قسمت خود را بدهد و بعد مال را تقسيم كنند ، چنانچه بداند شريكش زكات سهم خود را نداده ، تصرف او در سهم خودش هم اشكال دارد .
مسأله 1988 - كسى كه خمس يا زكات بدهكار است و كفاره و نذر و مانند اينها هم بر او واجب است و قرض هم دارد ، چنانچه نتواند همهء آنها را بدهد ، اگر مالى كه خمس يا زكات آن واجب شده ، از بين نرفته باشد ، بايد خمس و زكات را بدهد و اگر از بين رفته باشد ، مىتواند خمس يا زكات را بدهد ، يا كفاره و نذر و قرض و مانند اينها را ادا نمايد .
مسأله 1989 - كسى كه خمس يا زكات بدهكار است و نذر و مانند اينها هم بر او واجب است و قرض هم دارد ، اگر بميرد و مال او براى همهء آنها كافى نباشد چنانچه مالى كه خمس و زكات آن واجب شده از بين نرفته باشد ، بايد خمس يا زكات را بدهند و بقيهء مال او را به چيزهاى ديگرى كه بر او واجب است قسمت كنند و اگر مالى كه خمس و زكات آن واجب شده از بين رفته باشد ، بايد مال او را به خمس و زكات و قرض و نذر و مانند اينها قسمت نمايند ، مثلًا اگر چهل تومان خمس بر او واجب است و بيست تومان به كسى بدهكار است و همهء مال او سى تومان است ، بايد بيست تومان بابت خمس و ده تومان به دَيْن او بدهند .
رساله توضيح المسائل ( موسوعة الإمام الخميني 29 ) ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٤٤