ملك او است و در آن نشسته ، يا مال سوارى دارد ، چنانچه بدون اينها نتواند زندگى كند ، اگرچه براى حفظ آبرويش باشد ، مىتواند زكات بگيرد و همچنين است اثاث خانه و ظرف و لباس تابستانى و زمستانى و چيزهايى كه به آنها احتياج دارد . و فقيرى كه اينها را ندارد ، اگر به اينها احتياج داشته باشد ، مىتواند از زكات خريدارى نمايد .
مسأله 1930 - فقيرى كه ياد گرفتن صنعت براى او مشكل نيست ، بنابر احتياط واجب بايد ياد بگيرد و با گرفتن زكات زندگى نكند ، ولى تا وقتى مشغول ياد گرفتن است ، مىتواند زكات بگيرد .
مسأله 1931 - به كسى كه قبلًا فقير بوده و مىگويد فقيرم ، اگرچه انسان از گفتهء او اطمينان پيدا نكند ، مىشود زكات داد .
مسأله 1932 - كسى كه مىگويد فقيرم و قبلًا فقير نبوده ، يا معلوم نيست فقير بوده يا نه ، اگر از ظاهر حالش گمان پيدا شود كه فقير است مىشود به او زكات داد .
مسأله 1933 - كسى كه بايد زكات بدهد ، اگر از فقيرى طلبكار باشد ، مىتواند طلبى را كه از او دارد ، بابت زكات حساب كند .
مسأله 1934 - اگر فقير بدهكار بميرد ، و تركهاى كه وافى به بدهىاش باشد نداشته باشد ، انسان مىتواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند .
مسأله 1935 - چيزى را كه انسان بابت زكات به فقير مىدهد لازم نيست به او بگويد كه زكات است بلكه اگر فقير خجالت بكشد ، مستحب است به طورى كه دروغ نشود به اسم پيشكش بدهد ولى بايد قصد زكات نمايد .
مسأله 1936 - اگر به خيال اين كه كسى فقير است به او زكات بدهد ، بعد بفهمد فقير نبوده ، يا از روى ندانستن مسأله به كسى كه مىداند فقير نيست زكات بدهد ، چنانچه چيزى را كه به او داده باقى باشد ، بايد از او بگيرد و به مستحق بدهد ، و اگر از بين رفته باشد ، پس اگر كسى كه آن چيز را گرفته مىدانسته يا احتمال مىداده كه زكات است ،
رساله توضيح المسائل ( موسوعة الإمام الخميني 29 ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٣٦