- 1341 تا 1357 - و بعد انقلاب ، در مواضع سياسىاى كه برخاسته از روحيه ظلم ستيزى و به عنوان دفاع از دين اسلام ، ايجاد عدالت اجتماعى و برقرارى حكومت دينى مىگرفتند ، با عملكرد رژيم پهلوى به مخالفت برخاسته و يكى از اسطوانههاى انقلاب و نظام جمهورى اسلامى به شمار مىآيند .
در دوران اختناق رژيم ستم شاهى پهلوى و در مقابله با حوادث سهمگين سالهاى تبعيد امام خمينى قدّس سرّه مواردى پيش مىآيد كه صداى اين مرد بزرگ تنها صداى تهديدكنندهاى بود ، كه از حوزه علميه قم برمىخاست و به نهضت شور و توان مىبخشيد ، آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه در رابطه با وضع خفقانآورى كه توسط رژيم حاكم ايجاد شده بود و خود از نزديك شاهد آن بوده - به طوريكه تمام رفتوآمدها و سخنرانيهايش كنترل مىشده است - در يك سخنرانى تند عليه رژيم به جو حاكم در كشور شديدا اعتراض نموده و چنين بيان مىكنند :
« اين چه وضعى است كه در مشهد هرجا مىخواهيم برويم و بازديد از هركسى كه مىكنيم مأموران ساواك پشت سرم مىآيند ، آخر خوب است با يك پيرمرد روحانى اين گونه معامله شود ، مگر بايد براى رفتن به مشهد
انديشه هاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى ( قده ) در عصر غيبت ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: محمد مهدى امامى
ص١٦٨