هم اگر مىخوابيدم اين حالت پيش مىآمد ، تصميم گرفتم كه ديگر روزها را نخوابم - شايد شب درست به خواب روم - مدتى گذشت تا روزى در اثناء مباحثه ناگهان دردى را در ناحيه سرم احساس كردم ، مثل اينكه ميلهاى در سرم فرو كرده باشند ، لذا زود برخاستم و به طرف صحن حضرت معصومه عليها السّلام رفتم ، اتفاقا به دكترى كه در آن ايام براى توليت آورده بودند ، برخوردم و حال خود را برايش گفتم ، او گفت ، مدتى از فعاليت علمى و درسهاى خود كم كن و خدا مىخواست كه ايام تعطيلى در پى بود و من آن روزها را به استراحت پرداختم « 1 » » .
از امتيازات معظم له در دوران تحصيل اشكالات و ايراداتى بوده كه از استاد مىگرفتند و آيت اللّه حائرى نيز به وى عنايت خاص داشتهاند و گاهى هم با ذكر مطلب فرح انگيزى اشكال ايشان را جواب مىدادند ، آيت اللّه كريمى جهرمى در اين باره مىنويسد :
« روز چهارم شعبان سال 1413 ه ق در يك مجلس خصوصى ، آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه مىفرمودند « من پاى درس ايشان ( آيت اللّه حائرى ) حرف مىزدم و اشكال مىگرفتم و گاهى كه دور نشسته بودم تا شروع به صحبت
هامش
( 1 ) - على كريمى جهرمى ، پيشين ، ص 45 .