« در ابتداى تحصيل من يك لحاف داشتم كه نصف آن را زير و نيمه ديگر را روى خود مىانداختم . . . در دورانى كه در مدرسه فيضيه طلبه بودم ، دچار كسالت و بيمارى شدم ، استادم مرحوم آيت اللّه العظى آقاى حاج شيخ عبد الكريم حائرى قدّس سرّه شبها براى تدريس در مدرسه فيضيه حضور مىيافتند ، من به رفقا گفتم ، لحاف مرا پشت منبر درس بياندازند تا از فيض درس ايشان محروم نمانم « 1 » » .
آيت اللّه حاج شيخ على كريمى جهرمى درباره جدّيّت و اهتمام آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه به درس و بحث مىنويسد : آقا براى اينجانب نقل مىكردند كه :
« دوران جوانى و ايام تحصيل ، بسيار سخت مشغول تحصيل بودم به طوريكه تمام اوقاتم صرف تحصيل مىشد و براثر اين مداومت و جدّيّت چنان شده بودم كه حتى در عالم خواب هم اشتغال داشتم ، به اين صورت كه تا به خواب مىرفتم ، جلسه درس استادم و يا جلسه مباحثه با رقفا به خوابم مىآمد و مىديدم كه مشغول مباحثهام و گاه مطالب هم به يادم مانده و مورد استفادهام قرار مىگرفت ، كمكم به قدرى اين حالت شدّت يافت كه روز
هامش
( 1 ) - همان ، ص 34 .