آمديم .
نيز نقل مىفرمودند كه در دورانى كه در مدرسهء فيضيه بودم عصرها مرحوم آقاى حاج شيخ عبد الكريم به مدرسه فيضيه مىآمدند و در حجرهء ما وارد ميشدند و مىنشستند و اين برنامه ايشان بود و از اينرو علما و بزرگان هم در همان وقت و ساعت به حجرهء ما مىآمدند و در آنجا جمع ميشدند .
يكى از آقايان اهل منبر قم نقل كردند از مرجع بزرگوار كه فرموده بودند آقاى حاج شيخ عبد الكريم ، به من بيش از ديگران شهريه مىدادند . - و اين بدان جهت بوده كه ايشان را به تمام معنى مشتغل و سرگرم تحصيل و نيز داراى نبوغ و فهم و قريحهء خاصى ميديدهاند - .
معظم له خود مىفرمودند : تصيم سفر مشهد داشتم ايشان از من راجع به مخارج سفرم به مشهد سئوال كردند گفتم آرى فلان مقدار دارم . با عين حالت ايشان حوالهاى نوشتند كه در تهران بگيرم .
آقاى حاج شيخ مرتضى اردكانى كه از علماء طرز اوّل اصفهان بودند و شرح و حواشى بر مكاسب شيخ انصارى اعلى اللّه مقامه در چند مجلّد دارند و اكنون در تهران ساكنند مىفرمودند :
مرحوم آقاى حاج شيخ عبد الكريم حائرى با پدرم كه از ( علماء ) اردكان يزد بود آشنائى كامل داشت و بدين مناسبت به من هم لطف داشتند و لذا گاهى به حضورشان ميرفتم روزى در محضرشان بودم كه ناگهان دو سيد جوان وارد شدند و آقاى حائرى نسبت به آن دو بسيار احترام و تجليل فرمود . هنگامى كه آن دو نفر رفتند از ايشان پرسيدم اينها كى بودند كه شما اين چنين از آنان احترام و تجليل نموديد ايشان در جواب فرمودند : اينها دو نفر مجتهد عادل مىباشند يكى سيد احمد خوانسارى و ديگرى سيد محمد رضا گلپايگانى .
خوانندگان عزيز ملاحظه مىفرمائيد كه مؤسس بزرگوار حوزه در آن زمان
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص٧٢