تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
قرآن و دعاهاى مختلف او ترك نميشد و نيز تقيّد به گفتن اذان داشتند و صداى مباركشان به هنگام طلوع فجر به اذان بلند ميشد . اين جانب خود كرارا صداى مباركشان را كه بهنگام طلوع فجر و سفيدهء صبح به اذان بلند بود شنيدم و بلند اذان مىگفتند و چقدر اذان آن بزرگوار به هنگام طلوع صبح ، طنين جذابى داشت . طبيب مخصوص ايشان كه به بيست و هفت سال سابقهء ارادتمندى دارند نقل ميكنند كه من هر وقت خدمتشان ميرفتم ايشان مشغول تلاوت قرآن كريم بودند . آرى آن مرجع متعبّد صبح و شام تلاوت قرآن ميكردند و تا روزهاى آخر عمرشان اين برنامه را ادامه دادند و تلاوت قرآنشان در اين دو وقت ترك نشد . يكى از نوادگان ايشان مىگويند : عصر ماه مبارك رمضانى در سن چهارده سالگى به حضور آقا مشرف شدم . ايشان مشغول تلاوت قرآن بودند . سلام كردم و وارد شدم آقا جواب سلام را دادند و احوالپرسى فرمودند و دوباره شروع به قرائت قرآن نمودند . بعد از چند دقيقه مجددا فرمودند : آيا قرآن مىخوانى ؟ و دقايقى تأمل كردند و بعد با آرامش و وقار مخصوص به خودشان به اين مضمون فرمودند : مىدانى اين خوب نيست كه اين ماه بگذرد و ما يك ختم قرآن نكنيم . آن بزرگوار بكّاء و بسيار پرگريه بود و به سرعت قطرات اشكشان بر محاسن شريفشان جارى ميگرديد . شخصى چند ماه قبل از ارتحالشان به حضورشان عرض ميكرد كه با چشم گريان دعا كنند ايشان فرمودند : خداوند اين لطف را كرده كه چشم من گريان است و اشك من خشكيده نشده است . و از شگفتيها اين داستان است كه بعضى از شاهدان عينى آن ، الآن در قم هستند : آقا قبل از دوران مرجعيت منزلى را در محله تكيه يزديها از يكى از