يكى از فرزندانشان مىگفتند مأمورى را ديدم كه سخت هتاكى و شرارت ميكرد او را مىشناختم بر روى او فرياد كشيدم كه فلانى مگر نميدانى كجايى و دارى چهكار ميكنى او شرم كرد و خجالت كشيد .
بارى بستگان مرجع بزرگوار ، معظم له را از در اندرونى كه به كوچهء پشت خانه باز ميشد بيرون بردند و در منزل يكى از بستگانشان كه در آن كوچه منزل داشت اسكان دادند ولى بالاخره اين هجوم و حملهء وحشيانه عوامل رژيم فاسد اثر خود را بجاى گذاشت و ايشان دچار ناراحتى قلبى شدند و در نتيجه ساعت تقريبا يازدهء شب بود كه ايشان را به بيمارستان منتقل كردند و از آن شب تا چند شبانهروز در بيمارستان بسترى شدند اين حركت سبعانه و ناجوانمردانه به سرعت نه تنها در قم بلكه در شهرهاى كشور منتشر شد اعلاميهها پخش گرديد و تلگرافات عديده از بلاد مختلف براى مرجع بزرگ مخابره شد و خوب به ياد دارم كه شهيد بزرگوار مرحوم آية اللّه صدوقى رضوان اللّه عليه تلگراف جالبى مخابره كرده بودند كه در آغاز آن اين آيه بود : سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار
اعلاميه مفصلى به امضاء گروهى از علما و قضلا و مدرسين حوزه علميه در اين رابطه منتشر گرديد كه در قسمتى از آن چنين آمده است :
. . . از همه رسواتر حمله سبعانه و وحشيانهاى بوده كه به خانه و مأمن مردم مسلمان يعنى منازل مراجع تقليد نمودند . عصر روز حادثه 19 ارديبهشت به بيت مرجع عاليقدر حضرت آية اللّه العظمى گلپايگانى مد ظله العالى حملهور شده و با ضرب و جرح مردمى كه در آنجا پناهنده شده بودند و شكستن درب و پنجره اطاقهاى بيرونى و اطاق كتابخانه خصوصى ايشان در اندرون و پرتاب گاز اشك آور كه تنها در اختيار مامورين رژيم است نقاب از چهرهء ضد انسانى و اسلامى برداشته و عدهاى مجروح گرديدند كه ناچار مجروحين را به بيمارستانها منتقل ساختند و حمله به طورى وحشيانه بود كه بعد از شكستن ظروف و پاره كردن
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص١٣٦