مضروب نمودند چنان كه مرحوم آقاى حاج معمارى رحمة اللّه عليه را كه يكى از منشىهاى زبردست ايشان بود آنقدر زده بودند كه تا ماهها آثار ضرب در بدن داشتند و يكى از آقايان روحانيون بنام آقاى شيخ نوروز على . . . را كه غالبا در منابر مسئله ميگويند چنان زده بود كه قسمتى از عباى ايشان از بالا تا پايين خونين بود و نيز قسمتى از قباى ايشان از خونهاى خشكيده سياهى ميزد .
شرارا را بنگريد كه به اطاق كوچك چاىخانه ، حمله برده بودند و هرچه استكان و نعلبكى و قورى و وسائل ديگر كه آنجا بود همه را شكسته و خرد كرده بودند .
فساد و شرارات زمانى به اوج رسيد كه درهاى وسط بيرونى و اندرونى را شكسته و همچون سپاه مغول وارد اندرونى شدند و گازهاى اشكآور در حيات سرپوشيده و در اطاقها و حتى در اطاق كتابخانه شخصى مرجع بزرگ پرتاب كردند و آقايانى را كه در حياط اندرونى و اطاقهاى داخلى بودند مورد حمله قرار داند حمله اين جنايتكاران آدمكش از يكسو و ضرب و آزار از يكسو و گازهاى اشكآور در آن محيط سرپوشيده و بدون منفذ وضع بحرانى بسيار خطرناكى را به وجود آورده بود و عده زيادى حالشان به هم خورده در ناراحتى فوق العاده افتاده بودند .
ماموران ننگين و مزدور ، وقاحت و بيشرمى را به حد اعلا رسانيده رو به سوى اطاق شخصى مرجع عاليقدر اسلام رفته و آن مرد بزرگ كه تاكنون ناظر اينهمه هتكهاى آنان نسبت به بيت شريف خودشان بودند و مردم مسلمان و روحانيون محترمى را كه بدان خانه پناه آورده بودند در كف آن اشرار پليد مشاهده ميكردند اكنون شخص خودشان در معرض خطر كلى قرار گرفته بودند .
وضع بحرانى ، هواى مسموم و گرفته ، ايشان را شديدا ناراحت ساخته و حالشان را منقلب كرده بود .
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص١٣٥