تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
علم را اساس و زير بناى براى هر آزادى اجتماعى يا سياسى يا فرهنگى اتخاذ كرده بود . بارى در سال 1357 شمسى در 25 شهريور و 1398 قمرى در ماه شوال زلزله‌اى سهمگين ، منطقهء طبس را زيرورو كرد . اين آقا زادهء روشن ضمير دو تلگراف از قم به مشهد براى آيتين شيرازى و قمى مخابره كرد و آمادگى مؤسسهء حضرت ولى عصر كه مربوط به پدر بزرگوارش بود براى تكفل ايتام بىسرپرست آن حادثه را اعلام كرد و از آنان خواست كه نگذارند كه آن ايتام به مؤسسه يا فردى تحويل داده شوند متن آن دو تلگراف منتشر گرديده . و در پى آن شروع به تلاش و فعاليت كرد و مقدار زيادى لوازم را تهيه ديد و به يزد و طبس ارسال داشت و بعد خود با يك هيئتى به آن ناحيه حركت كرد . روز پنجشنبه 30 شهريور را در يزد بود علما با ايشان ملاقات نمودند و مطالب رد و بدل شد و بعد نيمه شب جمعه بسوى طبس حركت نمودند كه در بين راه ، سانحهء اتومبيل بيش آمد و در يك جريان تصادف مبهم ، جان اين آقا زادهء محترم از دست رفت جنانكه رانندهء ايشان نيز در آن جريان درگذشت . آرى آن عنصر فعّال و آقا زادهء دلسوز صبح جمعه 19 شوال 1398 در حدود ساعت 5 / 7 صبح دچار اين حادثه شد و به نقل خطيب دانشمند آقاى آل طه كه از همراهيان ايشان بوده‌اند در حدود دو ساعت بعد از حادثه آخرين نفس را كشيده و به جوار رحمت الهى شتافتند . تشييع ايشان در يزد از مناظر ديدنى بوده بطورى كه مرحوم آية اللّه صدوقى رحمة اللّه عليه وقتى به قم آمده بودند به حضرت آية اللّه العظمى گلپايگانى ميگفتند حدود نه كيلومتر اين جنازه روى دوشها و دستها تشييع شد . - و چنين به ذهنم مىآيد كه ميگفتند - من هنوز چنين تشييعى را نديده بودم . قابل توجه است كه جريان تشييع اين آقا زادهء محترم و مجالس ترحيم و فاتحه