اضافى منحصرا تابع كار نيست و نمىتوان آن را فقط خارج لازم ارزش برخاسته از كار دانست .
* * * در پايان تذكّرى را نظير آنچه در خاتمه بحث قانون ارزش متذكّر شديم ، لازم مىدانيم :
قرآن كريم بارها يادآور شده اگر صفتى از صفات رذيله بر آدمى چيره شود ديگر راه سعادت را نخواهد يافت ؛ اگر لجاجت و عصبيّت قومى يا گروهى بر كسى حكمفرما گردد ديگر در صدد يافتن حقيقت نخواهد بود و فقط مىكوشد ادّعاى خود را بقبولاند و حرف خود را بر كرسى بنشاند ، و در اين راه هر كارى مىكند و از هر درى كه بتواند وارد مىشود و چيزى كه برايش معنا و مفهومى ندارد تعقل و تفكّر و جستجو پيرامون حق و حقيقت است :
« سواء عليهم أأنذرتهم ام لم تنذرهم لا يؤمنون »
« 1 » ( براى آنان مساوى است چه تبليغ كنى و چه تبليغ نكنى ايمان نمىآورند ) .
قرآن كريم با شيوائى ، صفات رذيله را به يوغهايى كه بر گردن نهاده باشند تشبيه مىفرمايد كه بر اثر آن نمىتوانند سر را بالا بياورند و نيز به ديوارهاى محكمى كه انسان در ميان آنها محصور شده باشد و جز خود چيزى نمىبيند و به هيچچيز خود فكر نمىكند و چيزى جز انديشهى خود را قبول ندارد :
« انّا جعلنا فى اعناقهم اغلا لا فهى الى الاذقان فهم مقمحون و جعلنا من بين ايديهم سدّا و من خلفهم سدّا فاغشينا هم فهم لا يبصرون »
« 2 » قرآن در تقبيح چنين افرادى گاهى آنانرا به كسى كه بر زمين دوخته شده و گاهى به سگ و گاهى به حيوانات تشبيه مىكند و گاهى از آنان به پسترين جنبندگان تعبير مىفرمايد :
« و لكنّه خلد الى الارض و اتّبع هويه فمثله كمثل الكلب ان تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث »
« 3 »
هامش
( 1 ) - سورهى يس آيهى 10
( 2 ) - سورهى يس آيهى 8
( 3 ) - سورهى اعراف آيهى 176