كار منشأ ارزش است همانطور كه ماركس گفته ولى آنطور كه او گمان كرده علّت منحصر ارزش نيست .
عرضه و تقاضا منشأ ارزش است ولى نه آنطور كه برخى تصوّر كردهاند علّت منحصر آن باشد .
مطلوبيت ذاتى و اغراض و دواعى عقلائى نيز از جمله علل ارزشند .
براى توضيح بيشتر به مثالهاى ذيل توجه فرمائيد :
دو عدد ميز از نظر ارزش فروض مختلفى دارد :
الفاز نظر كار مساوى ، از نظر عرضه و تقاضا مساوى ، از نظر اغراض و دواعى نيز مساوى ، ولى از نظر چوب متفاوتمطلوبيت ذاتى - قيمتشان مسلّما متفاوت است .
باز نظر چوب مساوى ، از نظر عرضه و تقاضا مساوى ، از نظر اغراض و دواعى مساوى ولى از نظر كار متفاوتقانون ارزشقيمت قطعا متفاوت است .
جاز نظر چوب و از نظر كار و از نظر اغراض متساوى ولى از نظر عرضه و تقاضا متفاوتقانون عرضه و تقاضاقيمت حتما متفاوت است .
دمطلوبيت ذاتى و كار و عرضه و تقاضا مساوى و از جهت اغراض عقلائى متفاوت مثل آنكه ماليات يكى از ميزها براى صورت يا مادهى آن بيشتر استاغراض و دواعىقيمت قطعا متفاوت است .
هيكى از آن دو از نظر مطلوبيت ذاتى با ديگرى تفاوت دارد و ديگرى از نظر كار يا عرضه و تقاضا و يا جهات ديگر برترى دارد ، در اين فرض گاهى تساوى قيمت و گاهى اختلاف قيمت بوجود مىآيد .
و در هر دو علل ارزش موجود و مطلوبيت ذاتى و عرضه و تقاضا و كار و غرض در هر دو مساوى باشد ، تساوى قيمت ضرورى خواهد بود .
خلاصه آنكه نمىتوان پذيرفت كار هميشه مساوى با ارزش است ولى
مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى ) — صفحة 29
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٩