غذاخورى را در مدت سه ساعت بسازند ولى يكى از آن دو با ذوق و استعداد خود ظرافت چشمگيرى به ساختهى خود ببخشد ، آيا مىتوان گفت اين دو دست قاشق و چنگال چون از نظر كميت كار مساوى هستند از نظر ارزش هم مساويند ؟
در مثالى ديگر مىتوان دو تابلوى نقّاشى را در نظر گرفت كه دو نقّاش در مدّت دو روز ترسيم كردهاند و ظرافت و زيبائى يكى از دو تابلو ارزش آن را به ميليونها تومان رسانده و تابلوى ديگر كه فاقد آن زيبائى و ظرافت است چندان ارزشى ندارد ؛ آيا مىشود منكر اين واقعيت شد ؟ آيا مىتوان انكار نمود كه ذوقها ، استعدادها ، سليقهها ، مهارتها در همهى انسانها مساوى نيست ؟
آيا مىتوان انكار كرد كه آن ذوقها ، استعدادها و . . . در نتيجهى كار تأثير كامل دارد ؟
بدون ترديد جواب منفى است ، لذا « ريكاردو » و « آدام اسميت » كه خود پايهگذار اين نظريهاند به اشكال آن پى برده و مىتوان گفت به اين اشكال ملتزم شدهاند ، زيرا در پاسخ گفتهاند اين نقض استثناء در قانون است « 1 » ماركس نيز توجه به اين اشكال داشته و همين جواب را داده است « 2 » ولى اين توجهى غلط است كه خود غلطى ديگر است ، و بهتر بود به جاى اين توجيه ، كميّت را در نظريهى خود حذف مىكردند و مىگفتند كار مساوى با ارزش است ، زيرا پاسخ آنان و توجيه به استثناء در قانون ، در واقع عقبنشينى از ادعايشان است و اقرارى است بر اينكه كميت كار علّت منحصر براى ارزش نيست ، و مطلوبيت ذاتى ، عرضه و تقاضا و چيزهاى ديگر هم در تعيين ارزش مؤثرند .
ايراد ديگر بر پاسخ آنان اينكه : استعمال استثناء در قانون در اين موارد غلط است ، زيرا اين موارد از توصيفات است نه تكليفات ، و استثناء در تكليفات صحيح است ولى در توصيفات درست نيست و اصولا راه ندارد ، به عبارت ديگر ماركس كه مىگويد « ارزش هرچيز را كار تعيين مىكند » از
هامش
( 1 ) - اقتصاد ناج 1 ص 171
( 2 ) - كاپيتاليسم ج 1 ص 50 - 44