ديگران را تحريم كرده ، ولى عموم علت - و لا تتّخذوا آيات اللّه هزوا دلالت دارد كه قانون را از مجراى خود بيرون بردن و سوء استفاده و تقلّب در آن حرام است .
و نيز در قرآن كريم در سه جا « سورهى بقره آيهى 65 - 66 » و « سورهى نساء آيهى 154 . » و « سورهى اعراف آيهى 163 ب 166 » داستان « اصحاب سبت » را ذكر كرده و مىفرمايد چون آنان از آنچه نهى شده بود سرپيچى كردند به صورت « ميمون » مسخ و مطرود رحمت خداى متعال شدند :
« فلمّا عتواعمّا نهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة خاسئين »
« 1 »
آيات شريفه تصريح نمىكند كه عذاب آنان به جهت تقلّب در قانون بوده ، ولى مشهور ميان مفسّرين آنست كه تقلّب در قانون موجب عذاب آنان شد ، و رواياتى هم كه توسط فريقين در ذيل آيات مذكور نقل شده گفتهى مفسرين را تأييد مىكند ؛ بنابراين اين آيات با تأييد روايات و گفتهى مفسّرين تأييدى است بر حرمت تقلّب در قانون .
متقابلا داستان ايوّب پيامبر ( ع ) دلالت دارد كه راه گريز و چارهجوئى در قانون جايز است ، زيرا قرآن مىفرمايد بعد از نجات ايّوب ( ع ) از بلا و باز يافتن آنچه از دست داده بود ، به او خطاب شد :
« و خذ بيدك ضغثا فاضرب به و لا تحنث »
« 2 » ( و يك دسته تركه بدست گير و با آن بزن و عهد خويش مشكن ) .
البته قرآن بر اينكه عهد اوقسم يا نذر يا عهدچه بوده و چرا و براى چه كسى بوده تصريحى ندارد ، و فقط مىتوان دريافت كه عهدى نموده و خداى متعال براى او راه گريز و چاره تعيين كرده است . . و آنچه از رواياتى كه در ذيل آيهى شريفه ذكر شده معلوم
هامش
( 1 ) - سورهى اعراف آيهى 166
( 2 ) - سورهى ص آيهى 43