بصره فرستاد ، همكار او كه كالا را در بصره مىفروخت ، گندم را چند روزى به اميد سود بيشتر نگاهداشت و سود بيشتر هم بدست آورد و براى دوست خود به كوفه فرستاد . بازرگان كوفى از احتكار همكار خود آگاه شد و نامهاى چنين به دو نوشت : « اى جنايتكار مىخواهى با پول مرا و خودت را دوزخىسازى ، پولها را بازگردانم ، آنها را در راه خدا انفاق كن تا پروردگار از گناه من و تو در گذرد . من شنيدهام كه پيامبراكرم ( ص ) فرموده است كلمهى « لاالهالاالله » خشم خدا را باز مىدارد و به مسلمان سرورى مىبخشد به شرط آنكه فريب دنيا را نخورد و هرگاه منفعت دنيا و سعادت آخرت با هم سازگار نبود ، براى آخرت از دنيا چشم بپوشد ) .
معلوم نيست برخى از جوانان كه به مكاتبى چون سوسياليسم روى مىآورند آيا از اسلام و نظام اقتصادى آن بىخبرند ؟ ! اگر چنين است بايد بگوييم اين شعر حافظ شيراز را مصداق تازهاى بخشيدهاند كه :
سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد * آنچه خود داشت زبيگانه تمنا ميكرد
و يا آنچه از برخى مسلمان نمادها ديده مىشود در ايشان عقده آفريده است ؟ !
خداوند مىفرمايد :
« وانفقوا فيسبيلالله ولا تلقوا بايديكم اليالتهلكه »
« 1 » ( اى ثروتمندان فقر فردى و اجتماعى را از ميان برداريد و بدست خود خويشتن را در هلاكت نيفكنيد ) يعنى فقرها چه فردى و چه اجتماعى عقده آفرين است ، و چون متراكم شد خطرناك مىشود ، كه گفتهاند : « پشه چو پر شد بزند پيل را » .
هامش
( 1 ) - سورهى بقره آيهى 195