زيربنايش آزادى سياسى - آزادى فكرى - آزادى فردى - آزادى اقتصادى است ، و البته خالى از افراط و تفريط نيست و ما قبلًا از برخى نواقص آن سخن گفتيم . اما چيزى كه اسلام را از ديگر مكتبها ممتاز مىسازد « آزادى عبادى » است ، اسلام انسان را آزاد مىداند و جائز نمىشمارد كه هيچكس و هيچچيز را جز خدا عبادت و پرستش كند ، و تواضع و خاكسارى در برابر غيرخدا را شرك و گناه عظيم مىداند و جائز نمىداند كه انسان از كسى يا چيزى استمداد نمايد و او را در تأثير مستقل بشمارد ، دستيازى به علل و اسباب ظاهرى در زندگى كاملا لازم است ولى مسلمان بايد بداند كه اين اسباب و علل واسطه و وسيلهاند و مستقل نيستند :
ديده مىخواهم سبب سوراخ كن تا سبب را بركند از بيخ و بن
اين نوع آزادى ، سرلوحهى اسلام است ، و اسلام بدان دستور داده است و در حساسترين مواقع ، يعنى در نماز بايد در پيشگاه خداوند متعال اعلام كنيم : « اياك نعبد و اياك نستعين » فقط تو را مىپرستيم و تنها از تو يارى مىجوئيم .
شعار اسلام « لاالهالاالله » نيز به ما همين آزادى را مىآموزد ، يعنى ( مؤثر قابل ستايش و پرستش جز خدا نيست ) ، اين آزادى در اصطلاح علم كلام « توحيد عبادى » و « توحيد افعالى » ناميده مىشود ، مسلمان بايد در اعتقاد و عمل ، به آن معتقد و عمل كننده باشد .
اسلام پيروى هوى و هوس را شرك مىداند :
« افرأيت من اتخذالهه هواه واضلهالله علي علم » « 1 » ( آيا ديدى آن را كه هوى و هوس خود را بخدايى گرفته است ، و خداوند نيز او را با دانايى گمراه ساخت » .
اسلام پيروى شيطان را شرك مىداند :
« الم اعهداليكم يا بنيآدم الاتعبد واالشيطان انه لكم عدو
هامش
( 1 ) - سورهى جائيه آيهى 23